- پیشگفتار 1
- آغاز نامه 3
- اشاره 3
- خدا، اولین پناهگاه 4
- معنای وقار و سکینه 5
- محاسبه نفس 6
- سرانجام نیک 8
- حکایت 8
- حکایت عیاشی 9
- حیا و پیروی از صالحان 11
- اشاره 11
- اموری که باید از آنها دوری کرد 13
- امام علی و حکومت 14
- ابن ابی عمیر 17
- حکایت 19
- خوش رفتاری با اهل باطل 21
- پیامبر، بهترین الگوی مجامله 24
- اصول مجامله 25
- مالک اشتر، الگوی مجامله و گذشت 28
- تقوا و جایگاه آن 31
- اشاره 31
- دشواری های تقوا و اجتهاد 32
- بررسی اعمال 33
- امام علی و تقوا 36
- حکایت آدم و حوا در تورات 39
- اشاره 41
- نقش زبان در سعادت و شقاوت انسانها 41
- بنی امیه و اسلام 42
- تصمیم و استقامت 43
- اثم و عدوان 45
- سکوت، گذرگاه تجهیز 46
- اشاره 46
- سکوت و سخن گفتن 48
- دشواری سکوت 50
- حکایت 52
- ذکر و انواع آن 55
- اشاره 55
- ثواب ذکر 56
- تسبیح موجودات 57
- آثار ذکر 59
- حضور قلب 61
- فوائد ذکر 62
- حکایت 63
- اشاره 64
- دوری کردن از حرص 64
- نعمت های خداوند 65
- مسلمانان و اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 72
- اشاره 72
- نمونه ای از ابتلائات گذشتگان 74
- اسلام آوردن عثمان بن مظعون 75
- مسئله شرعی 79
- اشاره 81
- جایگاه صبر در اسلام 81
- حکایت 84
- داستانی در این باره 85
- اشاره 90
- آثار دعا 90
- چگونگی استجابت دعا 92
- شروط استجابت دعا 94
- موانع استجابت دعا 96
- احسان به خویشتن 101
- اشاره 101
- خدمت به خلق و آخرت 104
- صدقه و بی نیازی 105
- استجابت سریع دعا 106
- امام سجاد و نیازمند 107
- تقدیر الهی و رضایت 109
- اشاره 109
- رضایت به تقدیر خدا 111
- تفاوت صبر و رضا 111
- حکایت 113
- منشأ بلاها 116
- حکایت ابوتراب با ابوسفیان 117
- تفاوت انسان ها در قسمت و تقدیر 121
- حکایت 122
- محاسبه در دادگاه الهی 124
- مراتب رضا در انسان ها 124
- حضرت زهرا و مقام رضا 126
- اشاره 130
- اطاعت، تنها راه موفقیت 130
- طاعت و عبادت 131
- رفاقت تا جهنم 132
- تأمل در جواب 133
- همت بلند 133
- یک سؤال و دو گونه جواب 134
- دشواری های عصر غیبت 134
- معرفت خدا و نبی و امام 135
- نابودی اعمال 137
- کوشش و مقام طاعت 139
- احتیاط، نشانه ایمان 139
- دعای «یا من ارجوه» 140
- نیرنگ های شیطان 140
- غفلت و عبرت 141
- تسلیم در دین 143
- اشاره 143
- دین فروشی سمره بن جندب 145
- دشواری تسلیم 145
- سرگذشت علی بطائنی 146
- زاهد و ترس از گناه 147
- اشاره 148
- احسان به نفس 148
- حقایق معقول 150
- آخرت و حسرت 151
- قلب، مرکز طاعت و معرفت 152
- لذت روح 152
- غذای آسمانی و ایثار 153
- احسان و اسائه 154
- اشاره 155
- بهترین اعمال در ماه رمضان 155
- اجتناب از گناهان 155
- خندیدن در صحن امام رضا 156
- ملاک اهل دنیا 157
- عالمی که علم باعث گمراهی اش شد 158
- بازخواست از عیسی بن مریم 159
- پیروی از فرمانهای خدا 160
- اشاره 160
- انکار فضایل ائمه و رضای خدا 161
- تصرف در دعای مأثور 162
- سبک شمردن دین 163
- بی دقتی در نقل احکام 163
- اشاره 165
- نفس و سبک شمردن نماز 165
- شهوت های انباشته و دنیای آکنده از بلا 166
- ولایت الهی و ولایت نفس 167
- خانه ی هارون 167
- شیخ اعظم و ماجرای مرجعیت 168
- تصمیم، رمز موفقیت 168
- استخفاف، مایه ی عقب افتادگی 169
- مراتب سبک شمردن نماز 170
- سیزده سال درس و یک جلسه غیبت 170
- جنگ با شیطان 171
- اشاره 172
- تلاش در راه طاعت خدا 172
- وقار صالحان 173
- صبر و حلم 174
- خشوع صالحان 174
- صدق و وفا 175
- دوری از محارم 175
- اطاعت صالحان 176
- طاعت چیست؟ 177
- حکایت 178
- طاعت و عبادت 179
- ارزش دنیا از نگاه امام علی 181
- دنیا و ارزش آن 181
- اشاره 181
- دوستی خدا 185
- اشاره 187
- پیرامون واقعه غدیر 187
- غدیر و نفی ظلم و دروغ 191
- پاورقی 191
- غدیر و مسئولیت ما 191
را از سالی به سال دیگر نگه می داشت. در تاریخ نوشته اند خمس آفریقا را که آوردند عثمان همه را یک جا به مروان داد. از این مبلغ که شاید میلیون ها درهم و دینار بوده چیزی به دست مسلمانان دیگر نرسید. و این کار مورد اعتراض ابوذر و عمار واقع شد که در پی آن ابوذر را به ربذه تبعید کردند و عمار را آن قدر شکنجه دادند تا مریض شد. فرق غدیر و غیر غدیر این جا معلوم می شود.
غدیر چشمه جوشان مهر و عدالت است. علی علیه السلام که خود ملاک حق است، در خصوص شخصی که به او ناسزا گفته است به این آیه عمل
نمی کند: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم [286]؛ هر کس به شما تجاوز کرد بر او همان گونه تعدی کنید». علی نمی گوید به من توهین شده و در نتیجه به اسلام و پیامبر توهین شده است، چون من اولی الامر هستم، بلکه بنا به سفارش قرآن او را عفو می کند. «و أن تعفوا أقرب للتقوی [287]؛ اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است». اگر امیرمؤمنان بعد از پیامبر سی سال حاکم می شد و راهنمایی مسلمانان را به دست می گرفت، این اخلاق به عنوان اخلاق حاکمان رواج پیدا می کرد و ما امروز گرفتار این حاکمان نبودیم.
نوشته اند مساحت خانه هارون عباسی شانزده کیلومتر مربع بود، در حالی که دختران امام موسی بن جعفر علیهماالسلام، دختران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، یک چادر نماز بیشتر نداشتند و باید صبر می کردند و یکی یکی نماز می خواندند.
شخصی به کوفه آمد و به یکی از مسلمان ها گفت: رئیس شما چه کسی است؟ خانه ی امیرمؤمنان را نشان دادند. خانه امام علی علیه السلام را که از نزدیک دید گفت: اثاث و خانه شما همین است؟ امام فرمودند: اثاث های دیگر را به آن خانه فرستادم [288] آن شخص بیرون آمد و از مردم پرسید: خانه دیگر امیرمؤمنان کجا است؟ گفتند: خانه ی دیگری ندارد. خانه اش همین است که دیدی. گفت: خودش فرمود: وسائل و اثاثیه را به خانه
دیگر فرستادم. گفتند: مقصودش خانه ی آخرت است. ولی در تاریخ مدینه [289]، که قبل از طبری نوشته شده، آمده است که ابوبکر وقتی که مرد سه باب خانه داشت.
غدیر و نفی ظلم و دروغ
در روایتی آمده است حضرت امیر علیه السلام در زمان حکومتشان از
محله ای عبور می کردند که عده ای از کودکان مکتب خانه با حضرت برخورد کردند، و نوشته های خود را به حضرت نشان دادند و گفتند: یا امیرمؤمنان، کدام یک از اینها زیباتر است؟ فرمود: «أما انها حکومه و الجور فیها کالجور فی الحکم [290]؛ همانا این کار قضاوت است و ستم کردن در آن مانند ستم کردن در داوری است. حضرت از ما می خواهد که وقتی بین دو کودک قضاوت می کنیم، مانند یک قاضی عادل با ملاحظه و به گوش باشیم تا مبادا پا از حق فراتر گذاریم. این است منطق غدیر. آن بچه ها فقط می خواستند آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بگوید کدام یک زیباتر است، ولی حضرت می فرمایند: این مثل دادگاه است و باید در آن دقت کرد و خدا را در نظر داشت. اگر چنین کسی سی سال مردم را تربیت می کرد و دستش را باز می گذاشتند دنیا وضع دیگری داشت.
غدیر و مسئولیت ما
ما دو مسئولیت در برابر غدیر داریم: یکی آن که غدیر را به دنیا بشناسانیم؛ و این یک ارشاد است و ارشاد گمراه واجب کفایی است، اگر من فیه الکفایه بود از دیگران ساقط می شود، ولی اگر نبود به گردن همه است و به واجب عینی تبدیل می شود. البته، خیلی کار می خواهد تا غدیر در همه جا شناخته شود.
مسئولیت دیگر این است که انسان سعی کند خود را با تعالیم قرآن و با امیرمؤمنان علیه السلام و با روح غدیر تطبیق دهد.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
پاورقی
[1] کافی، ج 8، ص 2.
[2] بحارالانوار، ج 75، ص 210.
[3] متن نامه.
[4] فرقان، آیه 77.
[5] بحارالأنوار، ج 2 ص 62.
[6] آیت الله میرزا مهدی شیرازی قدس سره.
[7] بحارالأنوار، ج 65، ص 316.
[8] کافی، ج 2، ص 453.
[9] محمد بن مسلم بن عبدالله بن شهاب الزهری (124 - 58 ق) از اعیان فقها و محدثین و تابعین بوده است. مالک بن انس، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه و جمع دیگری از محدثین از وی روایت کرده اند، وی احادیث بسیاری از حضرت سجاد علیه السلام روایت کرده است. بعضی از علمای رجال او را از اصحاب امام صادق علیه السلام نیز شمرده اند. علمای اهل سنت بیش از اندازه او را ستوده اند و جلال الدین سیوطی او را اولین کسی می داند که حدیث را تدوین نموده است. (ریحانه الادب، ج 2، ص 398 و 399.).
[10] زهیر بن قین از جمله اصحاب امام حسین علیه السلام است، امام بعد از شنیدن خبر شهادت مسلم در صحرای کربلا سفیری به اردوی زهیر فرستاد و از او طلب یاری کرد. زهیر ابتدا امتناع کرد ولی با
تشویق زنش هر دو به یاری امام شتافتند و سرانجام شهد شهادت نوشیدند.
[11] علی نمازی شاهرودی (1363 - 1293 ش)، عالم دینی، فقیه، محدث و متکلم. در شاهرود به دنیا آمد پس از فراگیری مقدمات نزد پدرش، به مشهد مهاجرت نمود و مدارج عالی سطح را نزد استادان مشهد فرا گرفت. در معارف و اخلاق از محضر میرزا مهدی غروی اصفهانی بهره مند گشت. وی علاوه بر امامت جماعت یکی از مساجد مشهد به کار تألیف و تصنیف نیز اشتغال داشت. از آثار وی می توان مستدرک سفینه البحار، ابواب رحمت، تاریخ فلسفه و تصوف، ارکان دین، مقام قرآن و عترت در اسلام، فهرست منتهی الجمان، اثبات ولایت و آثار دیگری را نام برد.
(اثر آفرینان: زندگینامه نام آوران فرهنگی ایران از آغاز تا سال 1300 شمسی، ج 6، ص 64.).
[12] ابوالنضر محمد بن مسعود بن محمد بن عیاش، معروف به عیاشی؛ فاضل، ادیب، مفسر، محدث، و از اعیان شیعه در عهد محمد بن یعقوب کلینی است. در فهرست ابن ندیم 157 کتاب به وی نسبت داده شده است که مهم ترین آنها تفسیر عیاشی است. (ریحانه الادب، ج 4، ص 220 و 221).
[13] ابوعمرو محمد بن عمر بن عبدالعزیز (م: حدود 340 ق) از ثقات علما و محدثین امامیه است. از شاگردان محمد بن مسعود عیاشی بوده و از وی روایت نموده است. وی در علم رجال تبحر داشت و کتاب رجال او معروف است، نام اصلی این کتاب معرفه اخبار الرجال یا معرفه الناقلین عن الأئمه الصادقین است. رجال کشی به دست شیخ طوسی تلخیص شده و اختیار الرجال یا اختیار الکشی نامیده شده است آنچه امروز
در دسترش است همین خلاصه است و اصل کتاب وی بنابر قولی موجود نیست. (ریحانه الادب ج 5، ص 63 - 62.).
[14] ابوالخیر ابوالحسن (ابوالعباس) احمد بن علی بن احمد نجاشی اسدی کوفی، صاحب رجال مشهور، از علمای امامیه در قرن پنجم، از شاگردان سید مرتضی است و از شیخ مفید، هارون بن موسی تلعکبری، احمد بن نوح سیرافی و احمد بن حسین ابن الغضائری روایت کرده است از آثار وی می توان رجال وی را نام برد. (ریحانه الادب، ج 6، ص 134 و 135.).
[15] متن نامه.
[16] غررالحکم و دررالکلم، ص 257، ح 5473.
[17] عده ای از زوار براساس اعتقاد یا نذر اموالی را در حرم پخش می کنند.
[18] بحارالأنوار، ج 84، ص 339.
[19] عبدالله بن عباس بن مطلب بن هاشم، (سه سال قبل از هجرت - 68 ق) معروف به ابن عباس، از اکابر صحابه ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و از شاگردان خاص امیرمؤمنان بود و رسول خدا بارها در حق او دعا کرد.
[20] نهج البلاغه، خطبه 33؛ بحارالانوار، ج 32، ص 76.
[21] نهج البلاغه، نامه 45.
[22] طمرین به لباس دو تکه ای می شود که یک تکه ی آن از شانه تا کمر را می پوشاند و نصف دیگر آن از کمر تا ساق پاها را می پوشاند. مطمار به ژنده پوش گفته می شود.
[23] نهج البلاغه، نامه 45.
[24] همان، نامه 69.
[25] همان، خطبه 16.
[26] سمره بن جندب (م: 60 ق) از جنایت کاران عصر بنی امیه است. بسیاری از مفسران شأن نزول آیه ی «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رءوف بالعباد (بقره 207) «را حادثه ی لیله المبیت می دانند و برآنند که آیه در شأن حضرت علی علیه السلام
و جان فشانی ایشان در شب هجرت رسول خدا نازل شده اما سمره بن جندب با گرفتن چهارصد هزار درهم حاضر شد که نزول این آیه را درباره ی حضرت علی علیه السلام انکار کند و در مجمعی عمومی بگوید که آیه درباره عبدالرحمان بن ملجم نازل شده است. وی نه تنها نزول آیه را درباره ی علی علیه السلام انکار کرد، بلکه آیه ی دیگری را که درباره ی منافقان است مربوط به علی علیه السلام دانست. آیه یاد شده این است: «و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو ألد الخصام (بقره 204)؛ و از میان مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وا می دارد، و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد، و حال آنکه او سخت ترین دشمنان است.» آن ملعون در دوران استانداری «زیاد» در عراق، فرماندار بصره بود و به سبب دشمنی با خاندان پیامبر، هشت هزار نفر را به جرم ولایت و دوستی با حضرت علی علیه السلام کشت. وقتی زیاد از او بازجویی کرد که چرا و به چه جرئتی این همه آدم را کشته است و هیچ تصور نکرد در میان آنان بی گناهی باشد، با کمال بی شرمی پاسخ داد: «لو قتلت مثلهم ما خشیت؛ من از کشتن دو برابر آنان نیز باکی نداشتم.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 73؛ تاریخ طبری، ج 2، حوادث سال پنجاهم هجری).
[27] مستحب است شخص طلب کار، وقت بدهی خود را از بدهکار دریافت می کند از او بپرسد که پول را از کجا آورده است این مطلب از آن رو نیست که
از حلال بودن پول اطمینان حاصل شود، بلکه حتی اگر طلبکار یقین داشته باشد از راه حلال بوده مستحب است سؤال کند تا مطمئن گردد بدهکار ضروریات زندگی اش را برای پرداخت دین نفروخته است.
[28] نهج البلاغه، نامه ی 31.
[29] علی بن حسین (436 - 355 ق)، معروف به سید مرتضی و ملقب به ثمانین ذوالمثانین، ابوالمثامنین و علم الهدی، نسبش به امام موسی کاظم علیه السلام می رسد، از استادان وی می توان شیخ مفید، خطیب ابن نباته، و شیخ حسین بن بابویه را نام برد. شیخ طوسی، قاضی ابن براج، ابوالصلاح حلبی، ابوالفتح کراجکی و سلار بن عبدالعزیز از شاگردان وی بوده اند. (ریحانه الادب، ج 4، ص 190 - 183.).
[30] ابوجعفر محمد بن حسن بن علی معروف به شیخ طوسی (460 - 385 ق) مؤلف دو کتاب از کتب اربعه شیعیان به نام تهذیب و استبصار و بنیان گذار حوزه علمیه نجف است. شاگردان بسیاری از شیعیان و عامه داشته است. (اثر آفرینان، ج سوم، ص 379 و 389).
[31] سید محمد مهدی طباطبایی بروجردی (1212 - 1155 ق) فقیه، محدث، مفسر، مجتهد، و از شاگردان وحید بهبهانی و شیخ یوسف بحرانی است در پانزده سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد. از آثار وی می توان مصباح و الدره البهیه را نام برد (اثر آفرینان، ج 2، ص 35).
[32] ملا احمد بن محمد معروف به مقدس و محقق اردبیلی (م: 993 ق) از محضر اساتیدی همچون شهید ثانی بهره مند گردید و پس از شهید ثانی مرجعیت شیعه به وی رسید او معاصر شیخ بهائی و میرزا محمد استر آبادی صاحب رجال بوده است. از شاگردان او می توان صاحب معالم و امیر فیض الله
تفرشی، و از آثار وی می توان حدیقه الشیعه، زبده البیان فی براهین آیات أحکام القرآن را نام برد (اثر آفرینان، ج 5، ص 270).
[33] شیخ عبدالکریم حائری یزدی (1355 - 1275 ق)، بنیانگذار حوزه علمیه قم، از محضر استادانی همچون سید محمد طباطبائی فشارکی، آیت الله محمدتقی شیرازی و ملا محمد کاظم خراسانی بهره مند گردید. و با اصرار علما در قم رحل اقامت افکند و حوزه علمیه ی این شهر را بنیان گذارد، از شاگردان وی می توان، آیات عظام مرعشی، شریعتمداری و گلپایگانی را نام برد (اثر آفرینان، ج 2، ص 259).
[34] متن نامه.
[35] رحمن، آیه ی 60.
[36] رعد، آیه 22.
[37] وسائل الشیعه، ج 16، ص 146: «عن أبی جعفر علیه السلام (فی حدیث) قال: أوحی الله الی شعیب النبی علیه السلام انی معذب من قومک مأه الف، اربعین ألفا من شرارهم و ستین ألفا من خیارهم، فقال علیه السلام: یا رب، هؤلاء الأشرار، فما بال الأخیار؟ فأوحی الله عزوجل الیه: داهنوا اهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی.».
[38] قلم، آیه 9.
[39] آل عمران، آیه 159.
[40] بحارالانوار، ج 11، ص 298.
[41] وسائل الشیعه، ج 15، ص 369.
[42] نحل، آیه ی 90.
[43] محمدباقر بن محمدتقی مجلسی (1110 - 1037 ق)، محدث و فقیه بزرگ امامی، از محضر استادانی همچون شیخ عبدالله بن جابر آملی، شیخ علی جبل عاملی و ملا محسن فیض کاشانی بهره مند گردید. پس از فراگیری علوم عقلی به علم حدیث روی آورد و آثار بسیاری در این زمینه من جمله کتاب عظیم بحارالانوار به رشته تحریر درآورد. از زمان شاه عباس دوم تا زمان سلطان حسین دارای مقام و قدرت دینی بود و عنوان شیخ الاسلامی از جانب سلاطین صفوی به وی عطا
گردید.
[44] رضی الدین ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر (664 - 589 ق) معروف به سید بن طاووس، فقیه، متکلم، محدث و مورخ، مادرش دختر شیخ ورام بن ابی فراس حلی و مادر پدرش دختر شیخ طوسی است، با دو خلیفه عباسی مستنصر و مستعصم معاصر بوده و با آنها رابطه خوبی داشته است. پس از تصرف عراق توسط مغولان تلاش فراوانی جهت جلوگیری از ویرانی انجام داد. مقام نقابت علویان را با اکراه قبول کرد و تا آخر عمر در این مقام بود. (دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 54 و 55).
[45] مسعود بن ابی فراس (ورام) متوفای 605 ق فقیه و محدث امامی، نسبش به مالک اشتر نخعی می رسد و جد مادری سید بن طاووس است کتاب تنبیه الخواطر و نزهه النواظر که به مجموعه ورام شهرت یافته از آثار اوست. (ریحانه الادب، ج 6، ص 313 و 314).
[46] بحارالانوار، ج 11، ص 298.
[47] نمل، آیه ی 14.
[48] یوسف، آیه ی 89.
[49] هود، آیه ی 119.
[50] متن نامه.
[51] در اصطلاح، قدرت استنباط احکام شرعی از ادله ی آنها را اجتهاد گویند.
[52] روم، آیه ی 10.
[53] حجر، آیه ی 19.
[54] بحارالأنوار، ج 79، ص 148.
[55] زمر، آیه 47.
[56] بحارالأنوار، ج 75، ص 366.
[57] طور، آیه 21.
[58] نجم، آیه ی 39.
[59] زیارت مخصوصه حضرت امیر علیه السلام در روز عید غدیر، مفاتیح الجنان، ص 608، چاپ دارالثقلین، قم.
[60] در شورائی که بعد از عمرو به دستور وی تشکیل شد به حضرت علی علیه السلام پیشنهاد شد که در صورت عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره ی ابوبکر و عمر ما با تو بیعت می کنیم حضرت فرمود کتاب خدا و سنت پیامبر
را قبول دارم اما سیره ی آن دو را نه نمی پذیرم و به رأی و اجتهاد خودم عمل می کنم.
[61] بحارالانوار، ج 31، ص 398.
[62] همان.
[63] کافی، ج 1، ص 59.
[64] در بعضی از نسخه ها تزلقوا آمده است. (متن نامه).
[65] کافی، ج 2، ص 115، باب الصمت و حفظ اللسان.
[66] بحارالانوار، ج 31، ص 197.
[67] همان، ج 33، ص 169، باب ما ورد فی معاویه.
[68] احتجاج، ج 2، ص 307، احتجاج زینب بنت علی بن ابی طالب.
[69] نهج البلاغه، حکمت 386.
[70] بحارالانوار، ج 98، ص 199 و 262؛ مصباح المتهجد، ص 719.
[71] غررالحکم، ص 47.
[72] برای نمونه: فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه (بقره، آیه 173)؛ فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه (بقره، آیه 203)؛ و من یفعل ذلک عدوانا و ظلما (نساء، آیه 30).
[73] برای نمونه: و یتناجون بالاثم و العدوان و معصیه الرسول (مجادله، آیه 8)؛ و تری کثیرا منهم یسارعون فی الاثم و العدوان (مائده، آیه 62).
[74] مرحوم طبرسی در تفسیر آیه 62 از سوره ی مائده آورده است:
«الفرق بین الاثم و العدوان ان الاثم الجرم کائنا ما کان و العدوان الظلم» یعنی فرق بین اثم و عدوان این است که ارتکاب هر جرمی را اثم می گویند، اما عدوان به ظلم گفته می شود. (تفسیر مجمع البیان، ج 3، ص 334).
[75] متن نامه.
[76] کافی، ج 4، ص 12، باب کفایه العیال و التوسع علیهم؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 542.
[77] بحارالانوار، ج 63، ص 140.
[78] اختیار معرفه الرجال، ص 592 - 591.
[79] شیخ عباس قمی فرزند محمدرضا معروف به محدث قمی (م: 1359 ق) از شاگردان و ملا زمان میرزا حسین نوری بود
و دارای آثار بسیار پر ارزشی همچون: بیت الأحزان فی مصائب سیده النسوان، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، الکنی و الألقاب، منازل الآخره، منتهی الآمال فی مصائب النبی و الآل و مفاتیح الجنان می باشد (ریحانه الادب، ج 4، ص 487 و 488).
[80] سید حسین طباطبائی قمی فرزند محمود (1366 - 1282 ق) فقیه و مرجع تقلید، در قم به دنیا آمد. پس از فراگیری مقدمات و دوره ی سطح در زادگاه خود، به سامرا عزیمت نمود و از محضر میرزای بزرگ شیرازی به مدت سه سال بهره مند گردید. سال 1306 ق به تهران رفت و نزد استادانی همچون میرزا ابوالحسن جلوه و حسن آشتیانی تلمذ نمود. سال 1311 ق راهی نجف گردید و در درس زندگانی همچون میرزا حبیب الله رشتی، آخوند خراسانی، سید میرزا محمدتقی شیرازی حاضر شد و میرزای شیرازی نیز او را پس از خود به عنوان مرجع تقلید معرفی نمود. سال 1331 ق به مشهد رفت و در آن جا علاوه بر عهده دار شدن مرجعیت، حوزه درس و بحث تشکیل داد. در سال 1314 ش به تهران آمد و از آن جا به عراق تبعید شد که این تبعید ده سال به طول انجامید. سال 1321 ش به قصد زیارت مشهد عازم ایران گردید و در این زمان بود که موفق شد آزادی حجاب در ایران را رسمیت بخشد، پس از این ماجرا به کربلا بازگشت (اثر آفرینان: زندگی نامه نام آوران فرهنگی ایران از آغاز تا سال 1300 ش، ج 4، ص 358).
[81] سید شهاب الدین مرعشی نجفی (1369 - 1279 ش) اصولی، فقیه، محدث، رجالی، ادیب و مورخ معاصر که
از مراجع تقلید بودند.
[82] بحارالأنوار، ج 10، ص 98، باب 7،.
[83] تحریم، آیه 6.
[84] وسائل الشیعه، ج 12، ص 186.
[85] شیخ محمود عراقی فرزند محمود، معروف به صاحب قوامع (م: 1310 ق، تهران) از اکابر علمای امامیه در اوائل قرن چهاردهم هجری بود. او پس از فراگیری مقدمات در سال 1255 ق جهت ادامه تحصیل عازم بروجرد گردید. پس از آن به مدت ده سال به شهرهای سلطان آباد، تهران، مشهد و آذربایجان مسافرت کرد و عاقبت به نجف رفت و در درس شیخ مرتضی انصاری حاضر شد. با وفات شیخ به ایران آمد و در همدان اقامت گزید. سال های پایانی عمر خویش را در تهران به سر برد و همان جا نیز رحلت کرد و جنازه ی وی به نجف اشرف انتقال داده شد.
[86] شیخ مرتضی انصاری فرزند محمد امین شوشتری (م: 1281 ق) فقیه و اصولی بزرگ امامیه و معروف به شیخ اعظم و خاتم الفقهاء و المجتهدین بود. او در دزفول متولد شد و ابتدا نزد پدر و عموی خویش به تحصیل پرداخت. سال 1232 ق به همراه پدر به عتبات عالیات رفت و به مدت چهار سال نزد سید محمد مجاهد و شریف العلمای مازندرانی درس خواند. پس از آن به نجف رفت و نزد شیخ موسی بن جعفر کاشف الغطاء تلمذ نمود. سال 1240 ق پس از مراجعه به زادگاهش رحل اقامت افکند و از ملا احمد نراقی اجازه ی اجتهاد دریافت نمود. برای بار دوم سال 1250 وارد عراق شد و پس از فوت مرحوم صاحب جواهر در سال 1266 ق مرجع تقلید شیعیان گردید. (اثر آفرینان: زندگی نامه نام آوران فرهنگی ایران
از آغاز تا سال 1300 ش، ج 1، ص 320).
[87] ملا احمد نراقی فرزند ملا مهدی (م: 1244 یا 1245 ق) از فحول علمای امامیه، فقیه، اصولی، محدث، رجالی، منجم، ریاضی دان، حکیم، فیلسوف و شاعر می باشد. او استاد شیخ مرتضی انصاری بود و از پدر خود و سید بحرالعلوم و شیخ کاشف الغطاء روایت می کرده است. (ریحانه الادب، ج 6، ص 162 - 160).
[88] مستدرک الوسائل، ج 13، ص 18.
[89] متن نامه.
[90] تضرع به معنای تواضع و زاری و گاه حتی به معنای فروتنی و کرنش نیز آمده است.
[91] سید عبدالله شبر فرزند محمدرضا (م: 1242 ق) از محدثین و فقهای بزرگ امامیه در کاظمین بود.
[92] ص، آیه 35.
[93] بحارالأنوار، ج 90، ص 166.
[94] جمعه، آیه 1.
[95] اسراء، آیه 44.
[96] هیچ عامی نیست مگر این که تخصیص می شود، هر قانونی کلی استثنائاتی دارد.
[97] بقره، آیه 106.
[98] جمعه، آیه 1.
[99] بحارالأنوار، ج 24، ص 210.
[100] من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 28.
[101] مؤمنون، آیه 14.
[102] روم، آیه 14.
[103] خواب به خودی خود حجت نیست، اما در روایت آمده است که اگر خواب منطبق با خارج باشد درست است، و در کل دو نوع خواب صحیح است: خوابی که با خارج انطباق دارد و دیگری خوابی که با ادله و روایات، موافق باشد. (شیرازی).
[104] سید محمد کاظم یزدی.
[105] ابوعلی جمیل بن دراج بن عبدالله نخعی از محدثین ثقه امامیه و از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام بوده و از آن بزرگواران بدون واسطه روایت می کرده است. کتابی نیز دارد که ظاهرا یکی از اصول اربعمأه است. وی در عهد امام رضا علیه السلام وفات یافت
(ریحانه الادب، ج 7، ص 516).
[106] متن نامه.
[107] بحارالانوار، ج 63، ص 140.
[108] بحارالأنوار، ج 63، ص 336.
[109] حدید، آیه ی 13.
[110] بحارالأنوار، ج 8، ص 345.
[111] همان.
[112] متن نامه.
[113] بحارالانوار، ج 19، ص 23، باب 5 (باب دخوله الشعب و ما جری بعده الی الهجره و عرض نفسه علی القبائل و...).
[114] همان، ص 6.
[115] همان، ص 18.
[116] مراسم حج قبل از اسلام و از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام در میان عرب ها مرسوم بوده است. مشرکان قبل از اسلام نیز حج به جا می آوردند و خانه خدا را طواف می کردند، اما در حین طواف مرتکب اعمال زشتی می شدند. (شیرازی).
[117] عثمان بن مظعون بن حبیب بن وهب الجمحی، صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، قبل از اسلام از حکمای عرب بود. وی سیزدهمین مردی است که اسلام آورد و دوبار به حبشه مهاجرت نموده، در جنگ بدر حاضر شد و به سال دوم هجری درگذشت. پس از بازگشت از حبشه در پناه ولید بن مغیره وارد مکه گردید و از آزار دشمن در امان بود. اما با چشمان خود می دید که سایر مسلمانان در آزار و زیر شکنجه قریش به سر می بردند و سخت ناراحت بود. لذا از ولید خواست که در مجمعی عمومی اعلام کند که از این لحظه به بعد عثمان دیگر در پناه او نیست تا او نیز مانند دیگر مسلمانان باشد. ولید نیز اعلام کرد که از این لحظه به بعد عثمان بن مظعون در پناه من نیست. عثمان نیز با صدای بلند گفت، تصدیق می کنم چیزی نگذشت که شاعر و سخنور معروف عرب «لبید» بر آن جمع وارد
شد و شروع به خواندن قصیده معروف خود نمود: «ألا کل شی ء ما خلا الله باطل؛ هر موجودی جز خدا پوچ و بی اساس است». عثمان با صدای بلند گفت: «راست گفتی». لبید مصراع دوم را خواند «و کل نعیم لا محاله زائل؛ تمام نعمت های الهی ناپایدار است». عثمان بر آشفت و گفت اشتباه می کنی، نعمت های سرای دیگر ناپایدار نیست. اعتراض عثمان، بر لبید گران آمد و گفت ای قریش، وضع شما عوض شده است. این فرد کیست؟ یک نفر از حضار گفت: این ابله از آیین ما بیرون رفته و از شخصی مثل خودش پیروی می کند. گوش به سخن او نده. سپس برخاست و سیلی محکمی به صورت او نواخت. و چهره او را سیاه کرد. ولید بن مغیره گفت: اگر در پناه من باقی می ماندی هرگز چنین آسیبی به تو نمی رسید. عثمان گفت: در پناه خدای بزرگ هستم، ولید گفت، حاضرم بار دیگر به تو پناه دهم. گفت: هرگز نخواهم پذیرفت. (لغت نامه دهخدا؛ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، ص 135 و 136).
[118] مستدرک الوسائل، ج 2، ص 337.
[119] احزاب، آیه 21.
[120] انفال، آیه 42.
[121] نجم الدین ابوالقاسم جعفر بن حسین بن یحیی بن هذلی حلی، معروف به محقق حلی (676 - 602 ق) از فحول علمای امامیه در قرن هفتم و معاصر خواجه نصیر طوسی بوده است. از شاگردان پدر و جد خود و نیز سید فخار بن معد موسوی و سید ابن زهره بوده است. از آثار وی می توان استحباب التیاسر لاهل العراق، تلخیص الفهرست، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام و نهج الوصول الی علم الاصول را نام برد (ریحانه
الادب ج 5، ص 231 و 236؛ لغت نامه دهخدا).
[122] شرائع الاسلام، ج 2، ص 319 و 320.
[123] محمد حسن بن باقر شریف اصفهانی (م: 1264 یا 1268 ق) از فحول علمای امامیه از شاگردان سید جواد عاملی صاحب مصباح الکرامه، شیخ جعفر کاشف الغطاء و پسرش شیخ موسی کاشف الغطاء می باشد نسبت کتاب معروف وی (جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام) به فقه جعفری، مانند نسبت بحارالانوار مجلسی است به اخبار اهل بیت علیهم السلام. او در این کتاب فروع فقه را به همراه ادله آنها آورده است. تألیف این کتاب شریف بیشتر از سی سال به طول انجامیده است (ریحانه الادب ج 3، ص 357 و 358).
[124] جواهر الکلام، ج 29، ص 21.
[125] احزاب، آیه 21.
[126] ابوعبدالله محمد بن نعمان، معروف به شیخ مفید (م: 413 ق) فقیه، اصولی، محدث، رجالی و متکلم و از شاگردان جعفر بن محمد قولویه، شیخ صدوق، ابوغالب رازی، احمد بن محمد بن حسن بن ولید بوده است. سید رضی، سید مرتضی، شیخ ابوالفتح کراجکی، شیخ طوسی و سلار بن عبدالعزیز دیلمی، از شاگردان مبرز شیخ بوده اند. وی دارای تألیفات بسیار از جمله: احکام أهل الجمل، الاختصاص، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، الاستبصار فی ما جمعه الشافعی من الأخبار، الانتصار، التمهید، کشف الالتباس، المقنعه می باشد. (ریحانه الادب ج 5، ص 365 - 361).
[127] انفال، آیه 42.
[128] احقاف، آیه ی 35.
[129] صدر آیه مربوط به سوره فاطر، آیه 4 و ذیل آن مربوط به سوره انعام، آیه 34 است. ممکن است قرائت امام، قرائت دیگری غیر از قرائت مشهور باشد.
[130] قصص، آیه ی 41.
[131] متن نامه.
[132] حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت
موسی، حضرت عیسی، و حضرت محمد صلوات الله علیهم.
[133] هود، آیه ی 46.
[134] ضرب المثلی عربی است، معادل فارسی آن: «به در می گوید تا دیوار بشنود».
[135] حجرات، آیه ی 6.
[136] آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید.
[137] نساء، آیه 34.
[138] عادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین بود که هیچ وقت چیزی از غنائم برای خود بر نمی داشتند.
[139] بحارالانوار، ج 19، ص 202، باب غزوه بدر الکبری.
[140] عثمان بن مظعون.
[141] محمد جواد بلاغی (1352 - 1283 ق) از شاگردان آقا رضا همدانی، شیخ محمد طه، ملا کاظم خراسانی و استاد آیهالله خویی بود.
[142] ایشان کتاب های دیگری نظیر انوار الهدی و نصائح الهدی نیز دارند که با کتاب پیش گفته تشابه اسمی دارند.
[143] پدر آیهالله العظمی سید صادق شیرازی و شاگرد مرحوم بلاغی.
[144] انعام، آیه 34.
[145] در بین اعراب ضرب المثل است.
[146] نمل، آیه 14.
[147] یس، آیه 30.
[148] متن نامه.
[149] نجم، آیه 39.
[150] نجم، آیه 40.
[151] فرقان، آیه 77.
[152] بحارالانوار، ج 16، ص 405؛ تأویل الآیات، ص 430؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 216.
[153] احمد بن محمد بن فهد حلی (841 - 757 ق).
[154] بحارالانوار، ج 14، ص 42.
[155] همان.
[156] بحارالانوار، ج 13، ص 140.
[157] مستدرک الوسائل، ج 5، ص 217.
[158] همان.
[159] همان.
[160] وسائل الشیعه، ج 7، ص 60.
[161] مستدرک الوسائل، ج 5، ص 193.
[162] غافر، آیه 60.
[163] مستدرک الوسائل، ج 5، ص 268، باب وجوب ترک الداعی الذنوب.
[164] فاطر، آیه ی 6.
[165] مستدرک الوسائل، ج 5، ص 269.
[166] کافی، ج 2، ص 448.
[167] لقمان، آیه 15.
[168] بحارالانوار، ج 74، ص 401.
[169] همان.
[170] این شاعر کمیت بن زید است
که از ستایندگان اهل بیت علیهم السلام و از شاعران خوب است. در بعضی از متون تاریخی آمده است که شاعر جواب داد: «قد قلت ذلک فوالله ما رجعت عن ایمانی و انی لکم لموال ولکنی قلته علی التقیه؛ بله من آن را سروده ام، ولی به خدا قسم از عقیده ام نسبت به شما بر نگشته ام، و البته از پیروان و موالیان شمایم، و آنچه را (در این شعر) گفته ام از روی تقیه بوده است (و نه از روی عقیده)».
[171] مستدرک الوسائل، ج 13، ص 127.
[172] بحارالانوار، ج 74، ص 401.
[173] همان، ج 90، ص 351.
[174] متن نامه.
[175] اسراء، آیه 7.
[176] تغابن، آیه 16.
[177] آل عمران، آیه 97.
[178] وسائل الشیعه، ج 27، ص 167؛ بحارالانوار، ج 2، ص 258.
[179] سید محمد حسین طباطبائی بروجردی (1340 - 1252 ش) از جمله عالمان و مراجع بزرگ کم نظیر عالم تشیع است که در عمر با برکت خود بزرگ ترین و بیشترین خدمات را به اسلام و مسلمانان کرده است.
[180] کافی، ج 6، ص 350.
[181] متن نامه.
[182] فصلت، آیه 46.
[183] ذاریات، آیه 58.
[184] نجم، آیه 39.
[185] منیه المرید، ص 160.
[186] در آن روزگار در عراق «روپیه» پول رایج بوده است.
[187] مادر شوهر؛ در عراق به مادر شوهر، عمه می گویند ولو اینکه خواهر پدر نباشد.
[188] نساء، آیه 79.
[189] بحارالأنوار، ج 28، ص 328، گوینده اشعار «متلمس» است.
[190] متن نامه.
[191] نساء، آیه 65.
[192] خواب حجیت شرعی ندارد، مگر در صورتی که منطبق با خارج یا بر ادله شرعیه و بر حسب فرمایش کسانی باشد که از غیب خبر دارند، مثلا اگر کسی در خواب دید که پولی دستش رسید و همان روز نیز مقداری
پول به دستش رسید، یا خواب دید که به حج رفته و در همان سال نیز به حج مشرف شد معلوم می شود که رؤیایش، رؤیای صادقه بوده چرا که خوابش با خارج منطبق بوده است، یا اگر کسی در خواب یزید را در جهنم یا سلمان فارسی را در بهشت دید رؤیایش صادق است چرا که این خواب مطابق ادله و فرمایش بزرگان دین است غیر از این دو مورد خواب حجیتی ندارد، مگر خواب کسی که عصمت دارد و خواب و بیداری اش مانند هم است. در قرآن کریم به رؤیای صادقه و غیر صادقه اشاره شده است و از خواب های صادقه به «رؤیا» تعبیر شده است.
[193] بحارالانوار، ج 74، ص 76، این جمله در ضمن وصیت رسول الله به اباذر آمده است. و این وصیتنامه از سوی حضرت آقای سید صادق شیرازی تدریس شده و از نوار استخراج و پس از نگارش و ویرایش به صورت کتابی با عنوان «ای ابوذر این گونه باش» به چاپ رسیده است. (ویراستار).
[194] زلزله، آیات 7 و 8.
[195] بحارالانوار، ج 43، ص 22.
[196] همان، ج 22، ص 484.
[197] همان، ج 92، ص 384.
[198] متن نامه.
[199] کافی، ج 6، ص 532؛ بحارالانوار، ج 73، ص 177.
[200] در این زمینه نک: وسائل الشیعه، ج 10، ص 313؛ بحارالانوار، ج 55، ص 376 و نیز ج 87، ص 362؛ علل الشرایع، ج 1، ص 268.
[201] شیخ طوسی می فرماید: اسماعیل بن جابر می خواست نوافل روز را در شب قضا کند که با این کار به فرائضش صدمه می خورد، و امام او را از این کار بر حذر داشتند (تهذیب الاحکام، ج 2،
ص 16).
[202] بحارالانوار، ج 95، ص 389.
[203] نهج البلاغه، حکمت 39.
[204] همان، حکمت 279.
[205] سجده، آیه 17.
[206] نساء، آیه 82؛ محمد، آیه 24.
[207] تحریم، آیه 6.
[208] یکی از کتاب های درسی حوزه های علمیه که موضوع آن علم اصول است و طلاب علوم دینی به عنوان اولین کتاب درسی اصول، آن را می خوانند.
[209] بقره، آیات 20 و 106؛ و نیز جاهای دیگر.
[210] وسائل الشیعه، ج 8، ص 248.
[211] بحارالأنوار، ج 95، ص 390.
[212] مائده، آیه 103.
[213] انعام، آیه 37.
[214] کهف، آیه 104.
[215] همان، آیه 103.
[216] تهذیب الاحکام، ج 6، ص 69.
[217] متن نامه.
[218] مانند سوره مبارکه توحید: «قل هو الله احد» که در آن احدیت در الله منحصر شده است.
[219] نساء، آیه 65.
[220] کافی، ج 1، ص 390.
[221] کنیز.
[222] کمال الدین، ص 93.
[223] مستدرک الوسائل، ج 12، ص 318.
[224] نهج البلاغه، خ 193 (خطبه همام).
[225] متن نامه.
[226] من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 295.
[227] نهج البلاغه، خطبه 20.
[228] جمال السالکین، سید جمال الدین گلپایگانی در گلپایگان متولد شد و در اصفهان و نجف درس خواند و از جمله شاگردان به نام حکیم عارف جهانگیر خان قشقایی است.
[229] بحارالانوار، ج 4، ص 43.
[230] همان، ج 84، ص 68.
[231] در این رابطه ذکر حکایتی از ابوهریره که به گمان خود می خواست بین بهشت و جهنم جمع کند خالی از لطف نیست. در جنگ صفین نمازش را پشت سر حضرت علی علیه السلام می خواند، و در وقت خوردن غذا با معاویه همسفره می شد، و در هنگام جنگ روی یک بلندی می ایستاد و می گفت «الصلوه خلف علی أتم و اللقمه مع معاویه أکثم و وقوف علی التل أسلم»، و این در حالی است که
بارها از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بود «علی مع الحق و الحق مع علی». بحارالأنوار، ج 10، ص 432.
[232] متن نامه.
[233] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در وصف علی علیه السلام می فرماید: «و کل علم علمنیه قد علمته علیا (الیقین، ص 350)؛ هر چه خدا به من یاد داده، من نیز به علی یاد داده ام». لذا پرسیدن سؤال در این مقام از رسول خدا، سؤال عارفی است که برای فهم دیگران می پرسد؛ مثل آن که عالمی در حضور جمع مطلبی از یک مرجع تقلید بپرسد و هدف او از سؤال این باشد که حاضران چیزی یاد بگیرند و خود بر آن مسئله واقف است (شیرازی).
[234] وسائل الشیعه، ج 10، ص 314.
[235] شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی در سال 1241 در اصفهان متولد شد و از کودکی تحت نظارت حاج میرزا ملا محمدصادق به تحصیل علم پرداخت. سپس در نزد حکیم الهی ملا محمد کاشانی فلسفه و حکمت و عرفان آموخت و بعد از این مرحله به نجف رفت و نزد سید مرتضی کشمیری به ادامه تحصیل پرداخت، پس از مراجعت از نجف در مشهد مقدس رحل اقامت افکند از محضر حاج آقا حسین قمی بهره جست و سرانجام در سال 1320 ش رخ در نقاب خاک کشید.
[236] وسائل الشیعه، ج 11، ص 131.
[237] نهج البلاغه، خطبه 7.
[238] همان.
[239] بحارالانوار، ج 47، ص 378.
[240] این جمله در چهار جای قرآن آمده است: سوره های انعام، آیه 164؛ اسراء، آیه 15؛ فاطر، آیه 18؛ زمر، آیه 7.
[241] مائده، آیه 116.
[242] نهج البلاغه، نامه 45.
[243] متن نامه.
[244] حشر، آیه 7.
[245] الغدیر،
ج 3، ص 177؛ بحارالانوار، ج 10، ص 431.
[246] کافی، ج 2، ص 415.
[247] در بعضی از روایت ها این مسئله را به عبدالرحیم قیصر نسبت می دهند.
[248] بحارالانوار، ج 52، ص 148.
[249] کافی، ج 3، ص 476.
[250] بحارالانوار، ج 44، ص 274.
[251] تهذیب، ج 2،ص 259.
[252] همان.
[253] کافی، ج 3، ص 274.
[254] تهذیب، ج 1، ص 420.
[255] وسائل الشیعه، ج 27، ص 52.
[256] متن نامه.
[257] یوسف، آیه 53.
[258] حمیده بربریه کنیز و در عین حال از زنان دانشمند خاندان اهل بیت علیهم السلام بود. او مادر امام موسی بن جعفر علیه السلام است.
[259] کافی، ج 3، ص 270.
[260] تهذیب، ج 2، ص 237.
[261] متن نامه.
[262] بحارالانوار، ج 97، ص 84.
[263] ماده ای است که به وسیله آن طلا را صاف می کنند و در اصطلاح یک نوع آب را گویند که همان اسید نیتریک است.
[264] نوعی آب است که در صنعت گوگرد استفاده می شود.
[265] همان، ج 64، ص 305.
[266] همان، ج 43، ص 344.
[267] بحارالانوار، ج 70، ص 13.
[268] نهج البلاغه، نامه 69.
[269] وسائل الشیعه، ج 27، ص 141.
[270] متن نامه.
[271] نهج البلاغه، کلام 236.
[272] از جمله ثقات است.
[273] نساء، آیه 40.
[274] متن نامه.
[275] آل عمران، آیه 31.
[276] به غیر از صحیح بخاری، در بقیه صحاح سته اهل سنت مسئله غدیر آمده است.
[277] بحارالانوار، ج 94، ص 118.
[278] تحریم، آیه 6.
[279] نهج البلاغه، خطبه 233.
[280] وسائل الشیعه، ج 20، ص 397.
[281] بقره، آیه 29.
[282] مائده، آیه 66.
[283] مائده، آیه 67.
[284] بحارالأنوار، ج 42، ص 195.
[285] نساء، آیه 150.
[286] بقره، آیه 194.
[287] بقره، آیه 237.
[288] مقصود حضرت خانه آخرت بود.
[289] مؤلف تاریخ مدینه، «ابن شبه» می باشد و استاد طبری است.
[290] کافی، ج 7، ص 268.