بدایع الانوار صفحه 107

صفحه 107

اشرف لنوره دجی الظلم اسئلک باسمک الواحد الفرد الصمد الذی هو من جمیع ارکانک صل علی محمد و اهل بیته

چون این دعا را خواندی حاجت خود را بخواه فی البحار نقلا عن قرب الاسناد باسناده عن و شاکه گفت به مکه مشرف شدم با خال خودم اسماعیل بن الیاس و عریضه من نوشتم خدمت حضرت امام موسی و عریضه اسماعیل نوشت که مرا دختران هست و پسر نیست و مردان ما کشته شدند و من زن خود را گذاشتم آبستن دعای فرما خدا را که به من پسری کرامت فرماید و نام کن او را جواب کتابت و عریضه اسماعیل از آن حضرت آمد که خدا حاجت تنو را روا کرد و او را محمد نام نما پس آمدیم به کوفه پسری خدا داده بود قبل از ورود ما شش روز در روز هفتم ما داخل شهر شدیم ابو محمد گفت به خدا که او امروز مردی است و او را فرزندانند و ایضاً عن عثمان بن عیسی که گفت عرض کردم به امام موسی که حسن بن محمد را برادری است و نیست از برای او پسری و هر چه پسر داشت مرد پس دعا کن در حق او که اولادی ذکور خدا به او مرحمت فرماید پس دعا کرد آن حضرت و اکنون او را دو پسر است مخفی نماند که معجزات آن حضرت زیاده از هزار است و کتابی شود و ما به این مختصر از اعجاز آن بزرگوار اکتفا کردیم سال گذشته که سال هزار و سیصد هجری بود مردی در کاظمین سرقت کرده و به مقابل حرم مطهر آن حضرت آمده سوگند به کذب خورد که من نبرده ام محض خوردن سوگند روی او سیاه شد برگشت و به دوزخ واصل شد که تقریباً بیست هزار نفر دیدند و از حرم مبارک آن بزرگوار ان حضرت هر سالی چندین معجزه ظاهر شد لمؤلفه

ای سپهر هفتم و ای نور حق *** بر تو هرگز کس نیارد و طعن و دق

این کف دست است ای عالی تبار *** یا به دست آورده کل بحار

کمترین خدام و چون حاتم است *** کمترین انعام تو صد عالم است

معجزاتت را نمایم گر حساب *** بیشتر آید هزار ا صد کتاب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه