بدایع الانوار صفحه 300

صفحه 300

می انداختم بعد خادم در حجره دیگر را گشود باز بیست نفر از اولاد فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیهما السلام بود در زنجیر گفت خلیفه تو را امر کرده است که ایشان را نیز گردن بزنی و یک یک را من نیز گردن می زدم و سر و گردن و تن آنها را در چاه می انداخت تا آنکه همه را به قتل رسانیدم پس در حجره سیم را گشود در آن حجره نیز بیست نفر از سادات بودند همه علوی فاطمی مقید به زنجیر و کاکلها و گیسوها که علامت سیادت است داشتند و گفت که خلیفه تو را امر کرده است که اینها را نیز گردن بزنی باز یک یک را بیرون می آورد من گردن می زدم تا آنکه نوزده نفر را گردن زدم چون بیستم را آورد مرد پیری بود گفت دستت بریده باد ای میشوم ملعون چه عذر خواهی گفت نزد جد ما رسول که از تو رسول کند که به چه سبب شصت نفر از فرزندان مرا کشتی به جور و ستم چون این سخن را شنیدم بر خود لرزیدم و مرتعش گردیدم پس خادم نزد من آمد و بانگ بر من زد و من او را به قتل آوردم و ایشان را در چاه انداختم هرگاه من شصت نفر از فرزندان رسول خدا را به ستم کشه باشم روزه و نماز مرا چه فایده بخشد یقین دارم که در آن جهنم جاویدان خواهم ماند.

فصل دوم: در بیان احوالات اصحاب آن بزرگوار

اما اصحاب آن حضرت تقریباً دویست نفرند و اگر بخواهیم شرح حالات آنها را بدهیم کتابی شود و در کتب رحال مبسوطاً مذکور است و ما بعضی از آنها را که معروف و مشهورند به اختصار بیان می کنیم که ذکر اسم آنها شده باشد ثابت بن دینار مکنی به ابو حمزه ثمالی است که از اصحاب خاص حضرت صادقین و حضرت امام زین العابدین و حضرت کاظم است و در کوفه مسکن داشت و دعای مشهور به ندبه از دعاهائی است که از حضرت سجاد آموخته و در رجال کشی از حضرت صادق است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه