ترجمه عیون اخبار الرضا علیه السلام صفحه 516

صفحه 516

کردم، و پدرش بکار بن علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام در موردی ستم کرد و حضرت او را نفرین کرد و در دم سنگی از ساختمان بلندی بر بکّار فرود آمد و گردن او را شکست، و امّا پدرش عبد اللَّه بن مصعب پیمان

نامه یحیی بن عبد اللَّه ابن حسن را درید، و در حضور هارون باو اهانت کرد و گفت: ای امیر المؤمنین او را بکش زیرا که او را امانی نیست و این عهدنامه نادرست است، و یحیی برشید گفت: او خود چندی پیش با برادر من خروج کرده بود و امروز طرفداری میکند، و اشعاری از او که دلیل کلام یحیی بود خواند، عبد اللَّه انکار کرد که از من نیست، یحیی او را به مباهله دعوت کرد و گفت: برخیز و رو بقبله بگو: از حول و قوّه خدا بیزارم اگر دروغ گویم، و من اشعار را نگفته ام و اگر دروغ گفته ام خداوند مکافات من که هلاکت من است بدهد، و در همان مجلس تب عارضش شد و پس از سه روز جان سپرد و قبرش چندین بار بزمین فرو نشست.

مؤلّف گوید: خبر را بیهقیّ مفصّل نقل کرده است ولی من آن را مختصر کردم باین مقدار.


________________________________________

ابن بابویه، محمد بن علی - مستفید، حمید رضا و غفاری، علی اکبر، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفاری و مستفید، 2جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1372 ش.

عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفاری و مستفید ؛ ج 2 ؛ ص544

رجم گوید: «بکّار بن عبد اللَّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللَّه بن زبیر یکتن از کارگزاران بنی العبّاس است که در زمان هارون حاکم مدینه بوده، و پدرش عبد اللَّه در زمان مهدی عبّاسی حاکم یمامه بوده، و مرثیه ای در رثای مهدی عبّاسی دارد».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه