دو شرح و سیزده جواب از قصیدهی بلند ابو المفاخر رازی صفحه 10

صفحه 10

شرح قصيده‌ي ابو المفاخر

بسم الله الرحمن الرحيم

بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن

اشك زليخا بريخت يوسف گل پيرهن

مصرع اول صفت فلك است و مصرع دوم صفت آفتاب بر آمدن، و اشك زليخا كنايت از كواكب است كه در تحت الشعاع پوشيده كردند و اگر به تبيين استعارات و تشبيهات معترض شويم كتاب به تطويل انجامد.

«بيت»

شعله‌ي خاور گرفت از سر كبريت دود

دوده فرو شست پاك تيغ شعاع از مسن

مسن؛ سنگ فسان است؛ يعني سنگي كه تيغ به آن تيز مي‌كنند.

«بيت»

دوش دگر باره داشت طارم نيلوفري

در بن طاسي دو مرد بر سر نعشي سه زن

مراد از دو مرد، نسرين است؛ يعني نسر طاير و نسر واقع. و مقصود از سه زن، سه ستاره‌ي بالا است كه آن را «بنات» گويند، از بنات النعش.

«بيت»

قومه‌ي دستان ثور سوخته بر مجمره

ران فريب حمل دوخته بر باب زن

قومه؛ كوهان است؛ و باب زن: سيخ كباب.

«بيت»

تا يزك باد صبح دست به يغماي كرد

چاك بزد پرنيان بر تن نازك بدن

يزك؛ پاسبان است و علم نيز گفته‌اند، و پرنيان جامه‌ي نيكو است، و پرن پروين است.

«بيت»

چرخ چو پروانه بود قطب چو شمع قياس

جرم زحل چون دخان دور قمر چون لگن

دور قمر دايره‌ي او است كه به لگن تشبيه كرده و نقطه‌ي قطب را به شمع، و جرم زحل را به دود، چه اوا [را] سياه رنگ تعيين نموده‌اند و چرخ را پروانه شمع انگاشته‌اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه