دو شرح و سیزده جواب از قصیدهی بلند ابو المفاخر رازی صفحه 52

صفحه 52

در سر صحن برنج قليه و روغن برطل

پيش من از دلخوشي قند و گوارش بمن

از كز دري يافته رنگ زر مغربي

در حبشي يافته نكهت مشك ختن

كرده من كرد سخت كرده و بريان مفت

وان بكجا در لب سفره‌ي صدر زمن

سرور صاحب قران ملجا روزي رسان

آصف خسرو نشان خواجه علا دين حسن

جامع انواع فضل معطي اجناس جود

ماحي كفر و بدع ناشر شرع و سنن

اي زكف بخششت حاتم طي ذله بند

وز طبق دانشت عالم ري لقمه زن

راي تو در فربهي نسخ كن بوعليي

طبع تو در نان دهي متبرع بو الحسن

ذاكر آلاي تو در سيران روز و شب

شاكر نعماي تو از دل و جان مرد و زن

اسم حسن داري و وجه حسن از خدا

راي حسن داري و سيرت خلق حسن

نيست بجور تو جزيره‌ي بريان اسير

نيست بدور تو جز ساق عروسان فتن

از اثر عدل تو دور نباشد بهند

كريچه‌ي شير را پيل دهد كركدن

كي شودش كام تلخ هر كه بسان كلاج

شكر شكرت نهد در دهن از حسن ظن

از سر سوق ار چه كشت كوفته در زير تيغ

كرد چو من شكر تو قليه بسرو علن

وانكه چون من در برنج چاه تو مي‌كند كرد

دست قضا چون عنب در گلوي او رسن

روزي خود خورده‌ي كر بودت در كمين

افكندش همچو خان چرخ مخالف فكن

جم منشا آصفا شرح كمالات تو

مي‌نشود مستطر در نمط اين سخن

شرط ادب گرچه نيست نام تو بردن حسين

شاد بعفو تو شد خاطر اين ممتحن

مدح تو در «اطعمه احمد» از آن گفته است

كو ننمايد شروع جز كه درين طرز و فن

منزلش اول شكم بود كشد هر دمش

قوت ايمان نان جانب حب وطن

لقمه عباس دوش مي‌خورد و نسيتش

جوهر دندان بخا همچو اويس قرن

چون در مدح تو سفت شايد اگر چون برنج

پر درو لعلش كني از كف احسان دهن

تا كه بود كند چي امرد ابرو ترش

تا كه بود حلق را ذوق بشمد و لبن

در لب خوان حيات نعمت عمر تو باد

بي خلل و بي ذلل از كرم ذوالمنن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه