خورشید هفتم صفحه 185

صفحه 185

رهِ باب الحوائج گیر

سروده : شاعر ادیب فرهیخته

علی اصغر حمدیّه ( حَمدی ) از همدان

خوشا آن کس که دارد نفسِ کافر را به فرمانش

به شلّاقِ ملامت کرده آرام و مسلمانش

همه کارش وفا و مهرورزیّ و صفا کیشی

ندارد هیچ کالایی ، ز غلّ و غش به دّکانش

درِ دل را نَه بگشاید بروی اجنبی هرگز

به خر مُهره فروشان ، نی سپارد گوهرِ کانش

عنان خواهش دل را بکش ، سرکش مشو در ره

که راهِ حرص و آز است و نباشد هیچ پایانش

اگر خواهی ز بیماریِّ جسم و جان شفایابی

رهِ باب الحوائج گیر و آنجا خواه درمانش

همان مولا که در ابواء ، میان مکه و یثرب

تولّد گشت و سرزد خور از چاک گریبانش

پس آنگه پیشوای حق پرستان ، جعفر صادق

که جنّ و انس را بینی همه انصار و اعوانش

گلش از غنچه بیرون شد ، لب لعلش به خندیدن

چو بانویش حمیده ، داد موسی را به دستانش

فریدِ صالح و صابر ، امین عصرِ هارونی

که هر چه گویم از وصفش همانا هست نقصانش

نه تنها بشر حافی را بشارت داد و آزادی

که صف در صف ملائک نیز بوده پای بوسانش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه