خورشید هفتم صفحه 237

صفحه 237

خال سیاه

سروده : شاعر نامدار خاندان ولایتعلیهم السلام

زنده یاد استاد محمدحسین صغیر اصفهانی

ای لعبت نسرین بدن لاله بنا گوش

وی ماه شکرخند شکر ریز شکر نوش

گر نیست تو را خاک ره ای سرو قباپوش

باریست گران بودن این سر به سر دوش

ای در خم چوگان تو سرها همه چون گو

صد طعنه ز اغیار تو ای دوست شنیدم

صد گونه ستم از تو در ایام کشیدم

امید خلاص از تو من زار بریدم

آن دم که مقید به دو گیسوی تو دیدم

صد دل به یکی حلقه و صد جان به یکی مو

تا کار من افتاده به روی چو مه یار

چون چشم خود از درد مرا ساخته بیمار

گاهی به زمین رخ نهم و گاه به دیوار

با این همه غم او ز پی قتل من زار

گه تیر مژه آرد و گه خنج_ر اب_رو

ابروی تو یا تیغ کج اندر کف ماه است

گیسوی تو یا از من دل سوخته آه است

موی تو به رخ یا به گل افشانده گیاه است

در کنج لبت ترک من این خال سیاه است

یا جا به لب آب بقا ساخته هندو

ای برده به زلف سیه خود دل عالم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه