خورشید هفتم صفحه 340

صفحه 340

غم بی نهایت

سروده : شاعر دلداده اهل البیت علیهم السلام

آقای جعفر رسول زاده ( آشفته کاشانی )

آیینه ای شکسته به دیوار غربت است

روحی صبور خسته رنج و مصیبت است

این جسم کیست مانده به زندان بی کسی

این لاله داغ پرور باغ شهادت است

زهرا ! عزیز جان تو را زهر داده اند

از دیده خون ببار که هنگام محنت است

دیشب سپیده با غم داغ سحر دمید

امروز روز ماتم اهل ولایت است

زنجیر و تازیانه چه بیتاب گریه اند

بر پیکری که شاخه سبز امامت است

دشمن به تازیانه گرفت و به زهر داد

تسکین پیکری که غمش بی نهایت است

معصومه در مدینه به یاد پدر گریست

گل را به یاد خرمی باغ ، حسرت است

افطار روزه دار خدا زهر بود و صبر

در حیرتم ز عشق که او را چه طاقت است

*****

رباعی

امشب تمام اهل ولا گریه میکنند

از دیده ها بپرس چرا گریه میکنند

امشب مگر شکسته دل پاک اهلبیت

از داغ کیست آل عبا گریه میکنند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه