خورشید هفتم صفحه 493

صفحه 493

هم آغوش غم ها

سروده : شاعر دلداده اهل البیت علیهم السلام

آقای میلاد یعقوبی

آن زمانی که دل مهیّا شد

دفت_ر غ_م مقابل_م وا شد

تا که آن را ورق زدم دیدم

نهمین صفحه نام موسی شد

حضرت کاظم از عنایت خویش

نظری کرد و سینه غوغا شد

در تک_اپ_وی گفت_ن شع_ری

طبع سردم چو گل شکوفا شد

نفسی زد به آن دم قُدسی

روح م_رده دوب_اره احیا شد

تک نگاهی نمود و از پس آن

همه ی درد من م_داوا شد

فقط از او زنم دما دم ، دم

نفسم چونکه وقف م_ولا شد

ذکر او بوده ذکر هر روزش

پور مریم اگر مسیح_ا شد

سینه ام پر شراره از غصه

ناله هایم به غم هم آوا شد

دل من از گنه زمین گیر است

آمدم ، تو نگو دگر دیر است

ای کلیمی که صد چو موسایی

عالمی بنده و تو مولایی

در مدیح گلی به مثل شما

من چه گویم که پور زهرایی

پادشاهان که ریزه خوارِ دَرَت

بر همه آفرینش آقایی

آن رضایی که جان و دل از اوست

تو به شمس الشموس بابایی

آفتابی ، ستاره ای ، ماهی

تو زمین ، آسمان ، نه ، دریایی

آنقدر گفته اند و می گویند

که شما روز حشر با مایی

آنکسی که گدایتان باشد

می کند فخرِ حاتم طایی

تا که مانده حریم پر مهرت

چه کسی می رود دگر جایی

در عزایت اگر اجازه دهی

هر دو چشمم کنند سقایی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه