خورشید هفتم صفحه 494

صفحه 494

من کجا و نوشتن از کرمت

جان مولا مرا رسان حرمت

تو که با غصه ها هم آغوشی

فقط از جرعه های غم نوشی

شمع عمرت به گوشه ی زندان

رفته دیگر به ح_ال خاموشی

ذکرتان بوده ذکرِ خَلِصنی

بهر رفتن چق_در می کوشی

از جسارت به ساحت مادر

در تب غیرتت چ_ه می جوشی

خلوت تو چه دیدنی باشد

روز و شب از خدا تو مدهوشی

جسمت افتاده بی رمق دیگر

از غل آهنین ، تو بیهوشی

نکند موقع پریدن هست

جامه ای از کفن چ_را پوشی؟

سپری می شود ز غمهایت

روز و شب ه_ای من به چاووشی

مثل هر شیعه ای تو هم مولا

عاشق آن ضریح شش گوشی

من پ_ریشان غصههای توام

عاشق قبر باصفای توام

*****

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه