- تقریظ علمای طهران 1
- تقریظ علماء برکتاب بدایع الانوار 1
- 1- سید محمدرضا طباطبائی قدس الله سره 1
- 2- شیخ جعفر الشوشتری قدس الله سره 2
- اشاره 2
- تقریظ علمای عتبات عالیات 2
- 4- شیخ های طهرانی قدس الله سره 3
- 3- حاج میرزا حسین طهرانی قدس الله سره 3
- 6- میرزا ابوالقاسم الطباطبائی قدس الله سره 4
- 7- میرزا محمد حسن الشیرازی قدس الله سره 5
- 8- میرزا محمد همدانی قدس سره 6
- باب اول :در یوم ولادت و وفات رسول خدا و ائمه هدی علیهم السلام است. 13
- نور اول مشتمل بر سه باب است: 13
- باب دوم :در خلفای معاصر ائمه علیهم السلام است. 29
- باب سیم :در ولادت با سعادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام است. 33
- باب اول:در نصوصی که وارد شده است از رسول خدا صلی الله علیه و آله 43
- نور دوم :در نصوص وارده بر امامت آن حضرت و مشتمل اسب ترد و باب 43
- باب دویم :در ورود نصوصی که از حضرت صادق بر امامت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام. 55
- نور سیم:در معجزات حضرت امام موسی کاظم علیه السلام 68
- نور چهارم: در احتجاجات و متفرقه حالات حضرت امام موسی علیه السلام و ان مشتملست بر دو فصل 108
- باب اول :نام مبارک حضرت امام موسی در تمام کتب سماوی و غیره 108
- فصل اول: در اسم مبارک و اخلاق آن سرور 108
- باب دویم: در اجتجاجات و مناظرات حضرت امام موسی کاظم با خلفا و غیره است 132
- نور پنجم: در حبس و شهادت آن بزرگوار و آن مشتمل است بر دو فصل 179
- فصل اول: در کیفیت حبس حضرت ابو ابراهیم موسی بن جعفر علیه السلام است. 179
- فصل دوم: در بیان شهادت آن بزرگوار 217
- نور ششم: در ثواب زیارت و احوال اولاد حضرت کاظم علیه السلام و آن مشتمل است بر سه فصل 235
- فصل اول: در علم امام امام است 235
- فصل دوم: در ثواب زیارت آن بزرگوار 262
- فصل سیم: در بیان احوال اولاد آن حضرت 268
- فصل اول: در بیان احوال عشایر آن حضرت 289
- نور هفتم: در احوال عشایر و اصحاب حضرت کاظم علیه السلام و آن مشتملست بر سه فصل 289
- فصل دوم: در بیان احوالات اصحاب آن بزرگوار 300
- فصل سیم: در بیان احوال کسانی که مذهب واقفی گرفتند 322
اشرف لنوره دجی الظلم اسئلک باسمک الواحد الفرد الصمد الذی هو من جمیع ارکانک صل علی محمد و اهل بیته
چون این دعا را خواندی حاجت خود را بخواه فی البحار نقلا عن قرب الاسناد باسناده عن و شاکه گفت به مکه مشرف شدم با خال خودم اسماعیل بن الیاس و عریضه من نوشتم خدمت حضرت امام موسی و عریضه اسماعیل نوشت که مرا دختران هست و پسر نیست و مردان ما کشته شدند و من زن خود را گذاشتم آبستن دعای فرما خدا را که به من پسری کرامت فرماید و نام کن او را جواب کتابت و عریضه اسماعیل از آن حضرت آمد که خدا حاجت تنو را روا کرد و او را محمد نام نما پس آمدیم به کوفه پسری خدا داده بود قبل از ورود ما شش روز در روز هفتم ما داخل شهر شدیم ابو محمد گفت به خدا که او امروز مردی است و او را فرزندانند و ایضاً عن عثمان بن عیسی که گفت عرض کردم به امام موسی که حسن بن محمد را برادری است و نیست از برای او پسری و هر چه پسر داشت مرد پس دعا کن در حق او که اولادی ذکور خدا به او مرحمت فرماید پس دعا کرد آن حضرت و اکنون او را دو پسر است مخفی نماند که معجزات آن حضرت زیاده از هزار است و کتابی شود و ما به این مختصر از اعجاز آن بزرگوار اکتفا کردیم سال گذشته که سال هزار و سیصد هجری بود مردی در کاظمین سرقت کرده و به مقابل حرم مطهر آن حضرت آمده سوگند به کذب خورد که من نبرده ام محض خوردن سوگند روی او سیاه شد برگشت و به دوزخ واصل شد که تقریباً بیست هزار نفر دیدند و از حرم مبارک آن بزرگوار ان حضرت هر سالی چندین معجزه ظاهر شد لمؤلفه
ای سپهر هفتم و ای نور حق *** بر تو هرگز کس نیارد و طعن و دق
این کف دست است ای عالی تبار *** یا به دست آورده کل بحار
کمترین خدام و چون حاتم است *** کمترین انعام تو صد عالم است
معجزاتت را نمایم گر حساب *** بیشتر آید هزار ا صد کتاب