بدایع الانوار صفحه 132

صفحه 132

حق است و مظاهر اسماء حسنی واجب است اصحر له العداوه به سبب کمالاتی که در او ملاحظه کرد گفت جهل ای خداوند عقل هم مثل من خلقی است الی آخره این بود معنی حدیث به مذاق حکما و صوفیه.

باب دویم: در اجتجاجات و مناظرات حضرت امام موسی کاظم با خلفا و غیره است

فی العیون ابو احمد هانی بن محمد بن محمود العبدی عن ابیه باسناده رفعه الی موسی به جعفر علیه السلام که فرمود آن بزرگوار که چون بر هارون وارد شدم سلام کردم پس از رد سلام گفت ای موسی بن جعفر به سوی دو خلیفه جمع می شود خراج یعنی تو نیز خلیفه خواهی بود حضرت فرمود یا امیرالمؤمنین پناه می برم به خدا که تو بازگشت کنی به گناه کشتن من و گناه خود چه قبول خواهی کرد قول باطل از دشمنان ما را بر ضرر ما و حال آنکه بعد از وفات رسول خدا دروغ بسیار بر ضرر ما گفتند و این مقدار که دروغ از برای من نزد تو گفتند بر تو معلوم است پس اگر تو قرابت و خویشی را نسبت به رسول خدا قبول داری اذن می دهی که بگویم حدیثی را که خبر داد مرا پدر بزرگوارم از پدران خود از جد بزرگوارم هر گاه نزدیک شود خویش و رحم خویشی و رحم را قرابت و خویشی به حرکت و هیجان می آید پس دست خود را به سوی من دراز کن هارون گفت نزدیک بیا نزدیک رفتم دست مرا گرفت و مرا به خود چسفانید و معائقه طولانی با من نمود پس مرا واگذاشت و گفت ای موسی بنشین باکی بر تو نیست پس من به او نظر نمودم دیدم که اشک از دو چشم او جاری شد چون به خود آمدم گفت راست گفتی و درست فرمودی خون من به جوش آمد و رگهای من به حرکت آمد و رقت بر من دست داد و اشک از دو چشمم روان شد و من خیال دارم که سوال کنم از تو چیزهائی را که تا به حال از کسی سوال نکردم در سینه من گره شده است و سینه من از آنها گرفته است پس اگر در این مسائل جواب مرا میدهی ذهن خود را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه