بدایع الانوار صفحه 180

صفحه 180

جهت حج حرکت کرد در قصر عبدویه فرود آمد و به هنگام صبح کوکبی از کواکب منقصه ظاهر گشت که روشنائی ان با آفتاب برابری داشت و پسر خود را که به مشایعت بیرون آمده بود حاضر ساخته و در امور ملکی و مالی وصیت کرد و منصور در آن سال می گفت که من در ذیحجه متولد شده ام و در ذیحجه با من بیعت کردند گمانم این است که در ذیحجه بمیرم چون از کوفه یک منزل دور گشت بیمار شد با ربیع گفت که جهد کنید تا مرا به مکه برسانید چون به بر میمون رسید در ششم ذیحجه بمرد و آنشب مرگ او را پنهان داشته و چون روز شد به طریق معهود اکابر و اشراف حاضر شدند و ربیع جهت مهدی از ایشان بیعت گرفت و منصور را سر برهنه و روی گشاده دفن کردند زیرا که احرام حج بسته بود و در همان روز محمد بن منصور که عبارت از مهدی است خلیفه گشت و چون خلافت به مهدی السدر آن حضرت را به بغداد آورده یک سال حبس نمود فی الکشف الغمه مروی است از محمد بن طلحه از ربیع حاجب که گفت چون مهدی خلیفه موسی بن جعفر را حبس نمود در شبی از شبها به خواب دید امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را که به او گفت یا محمد فعل عسیتم ان تولیم ان تفدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم ربیع گوید شب بود فرستاد از عقب من و من بسیار ترسیدم و آمدم نزد او دیدم همین آیه را می خواند و بسیار خوب قرائت قرآن می نمود به من گفت همین دم موسی بن جعفر را حاضر ساز چون آوردم او را نزد او با او معانقه کرده و در پهلوی خود نشانید او را گفت یا ابا الحسن امیرالمؤمنین را در خواب دیدم و این آیه را بر من خواند حال مرا خاطر جمع می کنی که خروج بر من یا یکی از اولاد من نکنی آن حضرت گفت قسم به خدا که به خاطر من خطور ننموده چنین عملی گفت راست می گوئی ای ربیع هزار اشرفی به او بده و او را روانه کن در همین ساعت به مدینه من نیز همت نموده در همان شب او را روانه نمودم که صبح نکرد مگر در عرض راه از ترس آنکه مبادا باز مانعی به هم رسد فی البحار نقلاً عن المناقب که مروی است مهدی خلیفه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه