- مقدمه 1
- پیشگفتار 4
- گفتار اول: شرایط و علل بیعت برای ولایت عهدی 9
- اشاره 9
- شورش های علویان و دیگران 13
- نیاز به اعتماد به نفس 18
- نقشه مأمون 20
- اشاره 21
- گفتار دوم: داستان ولایت عهدی 21
- نگرشی بر تاریخ 22
- آشنایی امام نسبت به هدف های مأمون 26
- پیشنهاد ولایت عهدی 27
- دلایل امام برای پذیرفتن ولی عهدی 28
- برخی از دلایل ناخشنودی امام (علیه السلام) 30
- اشاره 32
- فصل سوم: اهداف مأمون از بیعت برای ولی عهدی 32
- کنترل امام 33
- جدا کردن امام از مردم و شیعیان 34
- کسب پایگاه مردمی 35
- نیاز به پشتوانه محکم علمی و شخصیتی 36
- اثبات خیرخواهی و رعایت مصالح عمومی مسلمانان 37
- فرونشاندن شورش های علویان 39
- اثبات مشروعیت 41
- تأیید گرفتن بر عملکرد و اقدامات حکومت 42
- شکستن موقعیت اجتماعی امام(علیه السلام) 43
- اشاره 45
- فصل چهارم: موضع گیری امام(علیه السلام) در برابر توطئه ی ولایت عهدی 45
- اشاره 46
- برنامه های امام (علیه السلام) 46
- الف) افشاگری نسبت به تحمیلی بودن ولایت عهدی 47
- 2 نیاوردن خانواده به مرو 47
- 1 خودداری از پذیرش پیشنهاد مأمون در مدینه 47
- اشاره 48
- 3 اعلام همبستگی ولایت با توحید 48
- رابطه مسأله ولایت با توحید 49
- 4 رد پیشنهاد ولایت عهدی در مرو 52
- 5 تاکید نسبت به تحمیل ولایت عهدی 53
- 6 اعلام این که خلافت حق مسلم او است. 54
- اشاره 54
- اعتراف مأمون به اولویت خاندان علی (علیه السلام) 56
- ب) سند ولایت عهدی بیانگر برنامه امام برای مقابله با توطئه ی مأمون 58
- ج) شروط پذیرش ولایت عهدی نقشه های مأمون را بر هم زد 64
- د) نماز عید و تفکیک صفوف 66
- ه) معاشرت اجتماعی امام برهم زننده نقشه های مأمون 70
د) نماز عید و تفکیک صفوف
امام(علیه السلام) به مناسبت برگزاری دو نماز عید موضعی اتخاذ کرد که جالب توجه است. در یکی از آن ها ماجرا چنین رخ داد:
مأمون از وی درخواست نمود که با مردم نماز عید بگذارد تا با ایراد سخنرانی وی آرامشی به قلبشان فرو آید و با پی بردن به فضایل امام (علیه السلام) اطمینان عمیقی نسبت به حکومت بیابند.
امام (علیه السلام) به مجرد دریافت این پیام، شخصی را نزد مأمون روانه ساخت تا به او بگوید مگر یکی از شروط ما آن نبود که من دخالتی در امر حکومت نداشته باشم. بنابراین، مرا از نماز معاف بدار. مأمون پاسخ داد که من می خواهم تا در دل مردم و لشکریان، امر ولی عهدی رسوخ یابد تا احساس اطمینان کنند و بدانند خدا چگونه تو را بدان برتری بخشیده است.
امام رضا (علیه السلام) دوباره از مأمون خواست تا او را از آن نماز معاف بدارد و در صورت اصرار شرط کرد که من به نماز آن چنان خواهم رفت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با مردم به نماز می رفت.
مأمون پاسخ داد که هرگونه می خواهی برو.
از سوی دیگر، مأمون به فرماندهان و همه ی مردم دستور داد که قبل از طلوع آفتاب بر در منزل امام اجتماع کنند. از این رو، تمام کوچه ها و خیابانها مملو از جمعیت شد. از خرد و کلان، از کودک و پیرمرد و از زن و مرد همه با اشتیاق گرد آمدند و همه ی فرماندهان نیز سوار بر مرکبهای خویش در اطراف خانه ی امام به انتظار طلوع آفتاب ایستادند.