حکایت آفتاب: نگاهی به زندگی امام رضا علیه السلام صفحه 115

صفحه 115

حرکت به طرف خراسان

شیخ صدوقSروایت می کند: حضرت رضا (علیه السلام) در آن خانه ای که در محلّه (غرّه یا قزّه) وارد شدند، دانه بادامی کاشتند که تبدیل به درخت شد و در مدت یک سال بادام داد. مردم باخبر شدند و هرکه بیماری می یافت، از آن بادام می خورد و شفا می یافت؛ کسی که چشم درد داشت، یا زن بارداری که زایمانش سخت می شد یا چهارپایی که قولنج می کرد را توسط آن بادام یا شاخه آن معالجه می کردند تا آن که فردی به نام ابوعمر درخت را برید و بر اثر آن مال و ثروت فراوانش نابود شد، دو فرزندش نیز جهت تعمیر خانه، ریشه درخت را که باقی بود قطع کردند و هر دو مبتلا به بیماری سختی شدند و به فاصله یک سال مردند.(1)

محدث قمیS از برخی ساربانان کاروان امام (علیه السلام) نقل می کند که همراه ایشان به روستای خود (کرَند یا کرمند اصفهان) که رسیدیم از حضرت خواستم حدیثی را به خط خویش به من مرحمت نماید، حضرت این حدیث را هدیه نمود:  کُن مُحِبّاً لِآلِ مُحَمَّدٍ وَاِنْ کُنْتَ فاسِقاً و مُحِبّاً لِمُحِبیّهِمْ وَ اِنْ کانوا فاسِقین

یعنی دوستدار آل محمد و خاندان پیامبر باش گرچه فاسق باشی و دوستدار دوستداران آن ها باش، هرچند فاسق باشند.(2)


1- عیون اخبارالرضا (علیه السلام)،2/374.
2- منتهی الامال، 2/177.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه