حکایت آفتاب: نگاهی به زندگی امام رضا علیه السلام صفحه 123

صفحه 123

سرخس

از برخی گزارش ها استنباط می شود که در این شهر حضرت رضا (علیه السلام) را به شدت تحت نظر گرفته بودند و اجازه ملاقات با وی را به کسی نمی دادند. در گزارش زیر از منزل حضرت به زندان تعبیر شده است.

عبدالسلام بن صالح گوید: به در خانه ای  که حضرت رضا (علیه السلام) در سرخس در آن جا حبس (زندانی) بود، آمدم، از نگهبان اجازه خواستم وی گفت: نمی شود، گفتم: چرا؟ گفت: چون ایشان در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و سپس اندکی از کیفیت عبادت حضرت گفت، به او گفتم: از حضرت بخواه وقتی برای ملاقات به من بدهد، رفت و از حضرت اجازه گرفت. وارد شدم دیدم حضرت در جای نماز نشسته و متفکر بود؛ عرض کردم: ای پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)! این چیست که مردم از شما نقل می کنند؟ فرمود: چه چیزی؟ عرض کردم: از شما نقل می کنند که فرموده اید: مردم بندگان ما هستند!

حضرت فرمود: اللهم فاطر السماوات والارض عالم الغیب. ای اباصلت! تو شاهدی که من هرگز چنین نگفته ام، و از هیچ یک از پدران خود (نیز) نشنیده ام و تو می دانی آن ستم ها را که از این امت بر ما وارد شده است، این سخن ها نیز از همان ستم هاست. سپس فرمود: ای عبدالسلام، اگر آن طور که می گویند مردم مخلوق ما باشند، ما آن ها را به طرف چه کسی دعوت می کنیم؟

عرض کردم: ای پسر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) راست می گویی. حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه