5.مناظره
ابن جهم سعی کرد تا قدمی به عقب بگذارد و خود را نشان ندهد؛ اما متوجه شد که همه به او می نگرند. عثمان با اشاره سر، به او می فهماندکه قدم پیش بگذارد.
ابن جهم در حالی که مستأصل شده بود، زیرِ لب گفت:
«خدا تو را لعنت کند عثمان که مرا در این کار گرفتار کردی!».
و سپس قدمی به جلو برداشت و گفت:
«ای خلیفه والا مقام! اجازه می خواهم سؤالی را که مدت هاست فکر مرا مشغول کرده، از اباالحسن بپرسم».