تحلیلی از زندگی امام رضا علیه السلام صفحه 162

صفحه 162

کردم، پس در را بستم، آنچنان که بدون کلید باز شدنش امکان نداشت، آنگاه گفتم: خداوندا! چنانچه امر امامت رضا حقّ است، این در را برای من بگشا، سپس دست بر در گذاردم و فشار دادم، در بازگردید و من داخل شدم و زیارت کردم و نماز زیارت خواندم و در امر آن بزرگوار دلم بیدار شد و آگاهی یافتم و از آن پس در هر شب جمعه از نوقان به زیارت آن حضرت رفته ام و در آنجا نماز خوانده ام(1).

3. خداوند متعال به من پسری عنایت فرمود.

باز همان شخص طائی گوید: از ابومنصور بن عبدالرزاق شنیدم به حاکم طوس که معروف به بیوردی است می گفت: آیا تو فرزندی داری؟

او می گفت: نه.

ابومنصور به او می گفت: پس چرا به زیارت مشهد رضا علیه السلام نمی روی و در آنجا دعا نمی کنی تا این که خداوند پسری نصیب و روزی تو گرداند؟ من در آنجا(مشهد رضا علیه السلام) دعاها کردم و از خداوند عزّوجلّ چیزها خواستم همه را اجابت فرمود و حاجتم روا شد؛ حاکم گفت: من قصد زیارت آن جناب که سلام بر او باد، نمودم و در آن مشهد و مزار حضرت رضا علیه السلام دعا کردم و از خداوند عزّوجلّ خواستم که به من پسری عنایت فرماید، خداوند فرزندی پسر روزیم فرمود. سپس نزد ابومنصور رفتم و مطلب را به


1- شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، مترجم: علی اکبر غفاری، نشر: دارالکتب اسلامیه، سال 1387، ص 686.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه