- پیشگفتار 1
- مقدمه مؤلف 2
- دودمان پاک پیامبر 3
- دوران هارون عباسی 4
- اهداف مأمون عباسی 6
- دوران مأمون عباسی 6
- در شهر نیشابور 7
- حرکت به سوی مرو 7
- ترجمه حدیث 9
- از سرچشمه وحی 10
- ملاقات با مأمون 11
- رهبری در اسلام 12
- ولایت عهد مأمون 13
- نماز عید 15
- سیاست نفاق 15
- صفات عالیه انسانی 16
- حفظ آبروی مردم 17
- در حمام عمومی 18
- رفتار با متکبر 19
- عیادت از مریض 20
- تشییع جنازه 20
- عفو گنهکاران 21
- اخلاق پسندیده 25
- حقگوئی دعبل 26
- جنایت بزرگ مأمون 28
- خورشید بی پایان 30
- میلاد نور 31
پاسخ این است که مأمون بر حسب ظاهر از خلافت کناره می گیرفت ، ولی چنین نبود که کاملا معزول بشود ، بلکه او قصد داشت که خودش در کنار امام رضا ( ع ) نیز به امور مختلف رسیدگی کند ، بلکه به عبارت واضح تر ، او می خواست که امام رضا ( ع ) تنها یک رهبر تشریفاتی باشد ، و خودش زمام همه چیز را در دست بگیرد ، تا هرگونه اقدامی که انجام بدهد ، به ظاهر زیر پوشش رهبری امام ، اما در واقع در جهت حفظ منافع مأمون و اطرافیانش قرار بگیرد .
از طرفی کادر حکومتی
و هیئت اجرائی آن روز ، تمام برخلاف جهت حکومت الهی امام رضا ( ع ) بود ، و تمام مجریان مهم امور همردیفان عیاش مأمون بودند ، که با طرز حکومت حضرت امام رضا ( ع ) اختلاف اساسی داشتند ، و لذا رهبری آن حضرت به آن ترتیب و کادر حکومتی امکان نداشت . .
وآنگهی عقب نشینی مأمون عباسی چنانچه قبلا توضیح دادیم تنها جنبه سیاسی و تاکتیکی داشت ، تا به مردم وانمود کند که امام معصوم هم اگر به لذّت حکومت برسد والعیاذ بالله از آن دست بردار نیست ، و زهد را کنار می گذارد ، و ألّا مأمون آنقدر عاشق ملک و حکومت خویش بود که در راه آن نه تنها خون هزاران انسان را بر زمین ریخت بلکه حتی از خون برادر خودش هم نگذشت ، و به طرز وحشیانه ای او را نابود ساخت .
بله اگر واقعاً مأمون عباسی ، و تمام کادر حکومتیش بر کنار می شد و زمینه حکومت حضرت علی بن موسی الرضا ( علیه آلاف التحیه والثناء ) فراهم می شد ، در آن صورت بار سنگین حکومت و وظیفه مهم رهبری و مسئولیتی را که از سوی خداوند متعال بر عهده وی گذاشته شده بود به منزل می رسانید و مانند جدّ بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین علی ( ع ) عدالت و دادگری را احیاء و گسترش داده ، و روش حکومت پیامبر اکرم ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) [1] را الگوی خویش قرار داده ، و بر آن سیر می نمود .
[1] در این زمین نویسنده محترم کتابی بسیار روشنگر و ارزشمند تألیف نموده
، که به نام ( روش حکومت پیامبر و امیرمؤمنان ) به زبان فارسی ترجمه و چاپ شده است ، این کتاب در افزایش رشد فکری جامعه اسلامی بسیار موثّر و مفید است ، و مطالعه آن به عموم دانش پژوهان سفارش می شود . ( مترجم ) .
رهبری در اسلام
گرچه مسئله رهبری در اسلام را در بخشی از کتاب هایمان[1] به طور مفصّل بیان نموده ایم ، ولی در این کتاب به مناسبت پاسخ امام رضا ( ع ) نیز اشاره ای به مسئله رهبری می نمائیم :
قرآن مجید می فرماید : جز این نیست که رهبر و ولّی امر شماخدا ، پیامبر خدا و مؤمنینی هستند که نماز را به پا داشته ، و در حال رکوع زکات می پردازند ( انما ولیّکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون ) [2] و اجماع قریب به اتفاق مفسّرین خاصّه و عامّه بر این است که مقصود از مؤمنین با این شرایط حضرت علی بن ابی طالب ( ع ) است ، و آن امام معصوم نیز به پیروی از پیامبراکرم ( ص ) ائمه بعد از خودش را مشخص کرده ، که همه از سوی خداوند متعال نصب و تعیین شده اند ، و حضرت ولی عصر امام زمان ارواحنا فداه که برای مصالحی از دیده ها غایب شده ، به خواست خداوند متعال روزی ظاهر ، و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد .