- پیشگفتار 1
- مقدمه مؤلف 2
- دودمان پاک پیامبر 3
- دوران هارون عباسی 4
- اهداف مأمون عباسی 6
- دوران مأمون عباسی 6
- در شهر نیشابور 7
- حرکت به سوی مرو 7
- ترجمه حدیث 9
- از سرچشمه وحی 10
- ملاقات با مأمون 11
- رهبری در اسلام 12
- ولایت عهد مأمون 13
- نماز عید 15
- سیاست نفاق 15
- صفات عالیه انسانی 16
- حفظ آبروی مردم 17
- در حمام عمومی 18
- رفتار با متکبر 19
- عیادت از مریض 20
- تشییع جنازه 20
- عفو گنهکاران 21
- اخلاق پسندیده 25
- حقگوئی دعبل 26
- جنایت بزرگ مأمون 28
- خورشید بی پایان 30
- میلاد نور 31
[1] بحارالانوار ، چاپ جدید ، ج49 ص135 .
صفات عالیه انسانی
حضرت امام رضا ( ع ) بر حسب ظاهر دوّمین شخصیّت کشور اسلامی آن روز بودند ، و این کشور از مجموع دو ابرقدرت آمریکا و شوروی هم بزرگتر بود ، زیرا از شمال تا نصف شوروی و ترکیه ، از جنوب تا آفریقا ، از مشرق تا چین و هند و از مغرب تا اسپانیا را شامل می شد ، و حضرت رضا ( ع ) با مقامی که داشتند ، بر حسب ظاهر آن روز ولیّعهد بوده
، و قادر بر هرگونه کاری بودند .
امّا به خودشان تغییری راه نداده ، و پیوسته به ارشاد و هدایت مردم پرداخته و ساده می زیستند ، و لذا در احوالشان آمده که به هنگام صرف غذا . تمام غلامان و زیردستان کوچک و بزرگ و حتی مهتر خویش را احضار می فرموده و با سخنان خود آنان را مأنوس می کرده و بعد همه باهم دسته جمعی بر سر یک سفره به صرف غذا مشغول می شده اند ، و هنگامی که یکی از حضار عرضه داشت : برای زیردستان سفره جداگانه ای بگسترانید ، امام فرمودند : خدای ما یکی ، و پدر و مادرمان حضرت آدم و حوّا هم یکی است ، و جزای هرکسی در گرو عمل اوست .
و در روایتی وارد شده که آن حضرت به هنگام آماده شدن سفره غذا ظرف بزرگی را میطلبیده ، و از هرچه که در سفره وجود داشت مقداری در آن ظرف بزرگ قرار می داده ، و سپس آن را برای تعدادی از فقرا و بینوایان می فرستاده است ، و این گونه اخلاق اسلامی را جز در امامان معصوم و رهبران به حق اسلام در هیچ مکتب و مذهبی نمی توان یافت[1] .
آن حضرت همه جا در دسترس مردم بوده ، و از تشریفات حکومتی و قراردادن حاجب و نگهبان و امثال آن که معمولاً شیوه حاکمان جدای از مردم است متنفّر بود ، و اگر در خانه او دربان و یا حاجبی بوده ، از سوی مأمون عباسی تعیین شده ، و نه تنها ارتباطی به آن حضرت نداشت ، بلکه بر آن امام معصوم جاسوس هم بوده است ، مثلا
در تاریخ وارد شده که شخصی به نام ( هشام ) [2] از سوی فضل بن سهل ذوالریاستین ( صدر اعظم مأمون ) و همچنین از سوی خود مأمون عباسی مأموریت یافت که به عنوان حاجب امام رضا ( ع ) جاسوسی کند ، و تا آنجائی که می تواند اخبار بیت امام را گزارش بدهد ، این شخص خودش را به عنوان یکی از خدمتگزاران امام جا زده و به امر مأمون عباسی به عنوان پیشخدمت حضرت رضا ( ع ) به خانه آن حضرت راه یافت .
او کم کم ملاقاتهای حضرت را با مردم کنترل کرده ، و روز به روز فشار بر حضرت را می افزود ، تا آنجائی که تعداد بسیاری از شیعیان را از ملاقات با آن حضرت اجباراً منع کرد ، و حتی فرمایشاتی را که از امام با دیگران ردّ و بدل می شد گزارش می داد .
امروزه تاریخ ، اعمال مأمون و امثال او را محکوم می کند و این ضعف مأمون عباسی را نشان می دهد که شخصی به عنوان جاسوس بر در خانه حضرت رضا ( ع ) منصوب بدارد تا اینکه رفت و آمد را کنترل کرده و آنچه در خانه امام واقع می شود گزارش بدهد ، علاوه بر اینکه خود تجسّس بر خانه افراد و به ویژه رهبران مذهبی حرام است ، و از این جهت مأمون مرتکب خلاف اسلام می شده ، و این منطق توجیهی همیشگی ستمگران است که ( هدف وسیله را توجیه می کند ) .