- پیشگفتار 1
- مقدمه مؤلف 2
- دودمان پاک پیامبر 3
- دوران هارون عباسی 4
- اهداف مأمون عباسی 6
- دوران مأمون عباسی 6
- در شهر نیشابور 7
- حرکت به سوی مرو 7
- ترجمه حدیث 9
- از سرچشمه وحی 10
- ملاقات با مأمون 11
- رهبری در اسلام 12
- ولایت عهد مأمون 13
- سیاست نفاق 15
- نماز عید 15
- صفات عالیه انسانی 16
- حفظ آبروی مردم 17
- در حمام عمومی 18
- رفتار با متکبر 19
- عیادت از مریض 20
- تشییع جنازه 20
- عفو گنهکاران 21
- اخلاق پسندیده 25
- حقگوئی دعبل 26
- جنایت بزرگ مأمون 28
- خورشید بی پایان 30
- میلاد نور 31
ملاحظه کنید این طرز رفتار یک امام معصوم با جنازه یک مسلمان ناشناس ، و احترام به مرده اوست ، چه رسد اگر زنده و شناس و یا اینکه صاحب حقّی باشد ؟
[1] این روایت را مرحوم علامه مجلسی از کتاب مناقب آل ابی طالب ج4 ص341 نقل کرده که ما ذیلا نصّ آن را نقل می کنیم :
موسی بن سیّار قال : کنت مع الرضا ( ع ) و قد اشرف علی حیطان طوس و سمعت واعیه فاتبعتها فاذا نحن بجنازه ، فلما بصرت بها رأیت سیّدی و قد ثنّی رجله عن فرسه ، ثم اقبل
نحو الجنازه فرفعها ، ثم اقبل یلوذ بها کما تلوذ السخله بامها ، ثم اقبل علیّ و قال : یا موسی بن سیار من شیّع جنازه ولیّ من اولیائنا خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه لا ذنب علیه ، حتی اذا وضع الرجل علی شفیر قبره رأیت سید قد اقبل فأخرج الناس عن الجنازه حتی بداله المیت فوضع یده علی صدره ، ثم قال : یا فلان بن فلان ابشر بالجنه فلا خوف علیک بعد هذه الساعه فقلت جعلت فداک ، هل تعرف الرجل ؟ فوالله انها بقعه لم تطأها قبل یومک هذا فقال لی یا موسی بن سیار أما علمت انا معاشر الائمه تعرض علینا اعمال شیعتنا صباحاً و مساءا ؟ فما کان من التقصیر فی اعمالهم سألنا الله تعالی الصفح لصاحبه ، و ما کان من العلوّ سألا الله الشکر لصاحبه . ( مترجم )
عفو گنهکاران
در زمان فرمانروائی هارون عباسی پس از شهادت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع ) ، عدّه ای به فرماندهی ( جلودی ) که مردی سفّاک و بی رحم بود ، مأموریت یافتند به محلّه بنی هاشم در شهر مدینه منوّره حمله کنند ، و تمام خانه ها را به تاراج بکشند .
جلودی برای انجام مأموریت عازم شهر مدینه شده ، و با افراد خود به محلّه بنی هاشم و از جمله به خانه حضرت موسی بن جعفر ( ع ) که امام رضا ( ع ) در آنجا بودند یورش برده ، و خانه آن حضرت را به محاصره خود در آورد .
حضرت رضا ( ع ) که از مقصد جلودی آگاه بودند ، تمام بانوان و علویان
را به اطاقی برده ، و خودشان در عتبه در آن اطاق ایستادند ، جلودی با خشونت و شدّتی روبروی امام ایستاده و گفت : که من طبق دستور امیرالمؤمنین ! هارون مأموریت دارم به این اطاق هم وارد شوم و همه چیز را با خودم مصادره کنم ، و این کار باید انجام پذیرد .
امام هشتم در پاسخش فرمودند : که تو همین جا منتظر بمان و صبر کن ، من سوگند یاد می کنم که هرچه این بانوان از زیورآلات و لباس و غیره دارند برایت بیاورم ، جلودی نپذیرفت و برخواسته اش اصرار می ورزید ، و حضرت امام رضا ( ع ) پیوسته می فرمودند که اگر صبر کنی من قول می دهم هرآنچه در اطاق و در اختیار آن مخدرات هست نزد تو بیاورم ، تا اینکه جلودی پذیرفت .