- پیشگفتار 1
- مقدمه مؤلف 2
- دودمان پاک پیامبر 3
- دوران هارون عباسی 4
- اهداف مأمون عباسی 6
- دوران مأمون عباسی 6
- در شهر نیشابور 7
- حرکت به سوی مرو 7
- ترجمه حدیث 9
- از سرچشمه وحی 10
- ملاقات با مأمون 11
- رهبری در اسلام 12
- ولایت عهد مأمون 13
- نماز عید 15
- سیاست نفاق 15
- صفات عالیه انسانی 16
- حفظ آبروی مردم 17
- در حمام عمومی 18
- رفتار با متکبر 19
- عیادت از مریض 20
- تشییع جنازه 20
- عفو گنهکاران 21
- اخلاق پسندیده 25
- حقگوئی دعبل 26
- جنایت بزرگ مأمون 28
- خورشید بی پایان 30
- میلاد نور 31
البته أهداف و افکار دیگری را نیز از این کار در سر می پرورانید ، تا پایه های حکومتش را هرچه محکم تر بسازد .
حرکت به سوی مرو
مأمون عباسی طبق یک توطئه سیاسی حساب شده ، عده ای را به سرکردگی ( رجاء بن ابی الضحاک ) به مدینه فرستاد تا امام رضا ( ع ) را به طور اجباری از مدینه منوّره زادگاه آن حضرت به طرف خراسان جلب نمایند ، امام رضا ( ع ) که بر حسب ظاهر[1] با
تهدیدهای مأمون روبرو شده بود ، نخست برای خداحافظی به طرف خانه اش رفت ، و تمام خاندان خود را امر به گریه و ندبه برای خود کرد ، و هنگامی که به آن حضرت عرض شد : که گریه برای مسافر پسندیده نیست ! فرمود : آری اما آن مسافری که امید بازگشت داشته باشد ، و من دیگر بازگشتی ندارم ، و در غربت به قتل خواهم رسید .
و سپس به سوی مسجد پیامبر رفت ، و چندین بار با جدّش وداع کرده و چه بسا گاهی با صدای بلند گریه کرد ، و همانجا به کسانی که علت را از آن حضرت می پرسیدند ؟ ! می فرمود : ( این آخرین وداع من است چون من در غربت از دار دنیا می روم ، و همانجا به خاک سپرده خواهم شد[2] .
حضرت رضا با این روش مظلومیت خویش را اعلام داشته و برای همگان آشکار شد که آنحضرت نه تنها علاقه ای به دستگاه حکومتی نداشته بلکه به اجبار از زادگاهشان دور شده ، و به غربت می روند .
[1] راجع به علم امام به واقعیات ، و اطلاعش از غیب به خواست خدا و اینکه چرا بر حسب ظاهر عمل می کرده ، و مأموریّت او از سوی خداوند متعال چگونه بوده ، به کتاب ( نکاتی از تاریخ سیاسی اسلام ) از همین نویسنده مراجعه فرمائید . ( مترجم ) .
[2] بحار الانوار ، ج49 ص 117 ( مترجم ) .
در شهر نیشابور
حضرت رضا ( ع ) بر سر راه خود به شهر نیشابور[1] رسیدند ، در این شهر متجاوز از یکصد هزار نفر مشتاقانه