- پيشگفتار 1
- هارون و فرزندانش 4
- عبدالله مأمون 7
- محمد امين 9
- ولايتعهدي امين 12
- ولايتعهدي مأمون 13
- نقش زبيده 16
- مرگ هارون و آغاز درگيريها 16
- نژادپرستي اعراب 17
- اشاره 19
- نژادپرستي ايرانيان 19
- آوردن مأمون به خراسان 20
- جلوگيري از بازگشت مأمون 21
- قصد كشتن مأمون 23
- قرائن توطئه ايرانيان 23
- شادماني از بازگشت عباسيان 23
- جلوگيري از وحدت 24
- جلوگيري از رفتن به بغداد 24
- انتخاب لقب امام الهدي 26
- اقدامات فضل بن سهل در تثبيت مأمون 26
- جلب حمايت دانشمندان 26
- اشاره 27
- ساده زيستي عوام فريبانه 27
- جلب حمايت افكار عمومي 27
- ايجاد رفاه عمومي 28
- كنار گذاشتن لباس سياه 30
- اقدامات مأمون براي تثبيت حكومت 30
- پوشيدن لباس سبز 31
- تبليغ وسيع براي امام علي 32
- آزادي بيان 33
- نقش استقلال طلبان 36
- شورشهاي سياسي 37
- شورشهاي عقيدتي 38
- كشتن امين و پيامدهاي آن 42
- افشاي چهرهي واقعي مأمون 43
- جدايي بنيعباس 43
- سلب اعتماد ايرانيان 44
- جسارت علويان 44
- سلب اعتماد اعراب 44
- محبوبيت روزافزون علويان 45
- اشاره 47
- حذف آل علي از صحنهي سياسي 47
- سركوبي علويان 47
- تعيين مسير حركت امام رضا 48
- تبليغ لقب الرضا 49
- جلب اعتماد ايرانيان 50
- اشاره 50
- برائت از كشتن امين 50
- پنهان كردن قتل هرثمة بن اعين 51
- برائت از عباسيان 51
- حمايت از علويان 51
- امام رضا و پذيرش ولايتعهدي 56
- اطلاعرساني امام رضا 59
- مقاومت در آمدن 59
- كيفيت خداحافظي با رسول خدا 60
- كيفيت خروج از منزل 60
- تلاش در مسير 61
- اشاره 61
- نيشابور 61
- سناباد 62
- سرخس 63
- مقاومت در پذيرش 63
- عكسالعمل امام رضا پس از انتصاب به ولايتعهدي 67
- پذيرش تشريفاتي 67
- عدم همكاري 68
- نقد عملكرد مأمون 71
- كنترل قيام امام رضا 73
- آوردن امام رضا به خراسان 73
- انتخاب خانهاي قابل كنترل 73
- قرار دادن محافظ جاسوس 74
- قرار دادن جاسوس 74
- جاسوس شبانه 75
- توطئهي سلب اعتماد ايرانيان از امام رضا 76
- اشاره 85
- نقد اين تفكر 85
- هدفهاي مأمون از تشكيل جلسات مناظره 85
- علم دوستي مأمون 86
- منزوي كردن امام رضا 86
- نقد اين تفكر 86
- اشاره 86
- اشاره 86
- نقد اين دليل 87
- محدود كردن امام رضا به بعد علمي 88
- اشاره 88
- نقد اين دليل 88
- نقد اين دليل 89
- ايجاد سرگرمي براي مردم 89
- اشاره 89
- مطرح شدن مأمون به عنوان زمامداري عالم 90
- مشكلات مأمون 91
- شرايط سياسي حكومت مأمون 91
- اشاره 91
- تقاضاي كارهاي غيرعادي يا معجزه 93
- جلب اعتماد عباسيان 99
- برتري عباس 100
- ظلم و ستم نسبت به بنيعباس 101
- كشتن امين 101
- ولايتعهدي علي بن موسي 102
- وليعهد نكردن عباس 102
- اشاره 102
- لياقت ذاتي امام رضا 103
- هدف از ولايتعهدي امام رضا 103
- ذهنيت بنيعباس نسبت به ولايتعهدي 103
- تمسخر پدران 104
- قدرت مجوسيان 104
- حذف فضل بن سهل از صحنهي سياسي 105
- كشتن فضل بن سهل 107
- حذف امام رضا از صحنهي سياسي 110
- تصريح امام رضا 111
- قرائن شهادت امام رضا به دست مأمون 111
- كيفيت ورود امام بر مأمون 111
- خروج خشمگينانه از مجلس مأمون 112
- اجبار به خوردن انگور 112
- دفن شبانهي امام 113
- كيفيت حضور مأمون 113
- تأخير در دفن امام 113
- شهادت افكار عمومي 113
- پاسخ امام رضا 113
- پاورقي 113
پيشگفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطيبين و اللعن الدائم علي اعدائهم اجمعين
به اعتقاد شيعه، امام را خداوند انتخاب و پيامبر او را به مردم معرفي ميكند. همانطور كه مردم در تعيين پيامبر نقشي ندارند در انتخاب امام هم نقشي ندارند، زيرا هر دو وظايفي دارند كه انجام آن وظايف مستلزم شرايطي است كه احراز آنها توسط مردم محال است، از جملهي آن شرايط عصمت است. انسان معصوم داراي حالت روحي است كه در هيچ شرايطي گناه نميكند و كشف چنين حالتي توسط مردم ممكن نيست. بر اين اساس، خداوند آگاه از درون انسانها خود ميداند چه كسي شايستگي دارد كه به مقام پيامبري برسد. خداوند خود اين واقعيت را چنين بيان ميكند. (الله أعلم حيث يجعل رسالته) - سورهي انعام(6)آيهي 124.
جانشين پيامبر نيز بايد از چنين شايستگي برخوردار باشد تا بتواند مسؤوليت امامت خلق را به عهده گيرد، و چون كشف چنين شايستگي توسط مردم ممكن نيست، مردم در تعيين امام حق دخالت ندارند.
امام همانند پيامبر وظايفي دارد كه از جملهي آنها هدايت همه جانبهي مردم به سوي خداوند است. انجام دادن چنين وظيفهاي نيازمند دانشي فراتر از دانش بشري است كه از آن به علم لدني ياد ميشود. پيامبر و امام از چنين دانشي برخوردار هستند و هر آگاهي كه براي انجام اين وظيفه به آن نيازمند باشد خداوند در اختيار آنان ميگذارد. اين اساس امامت و پيامبري شرط سني ندارد.
پيامبران الهي علاوه بر وظيفهي دريافت وحي و ابلاغ آن موظف بودند در صورت همكاري مردم و فراهم بودن شرايط اجتماعي حكومت ديني تشكيل دهند و با در اختيار