ولایت عهدی امام رضا علیه السلام صفحه 33

صفحه 33

آوردند و مأمون به همه‌ي آنها پاسخ داد و سپس وارد بحث با متكلمان شد تا جايي كه همه ساكت شدند. مأمون به آنان گفت: ساكت شديد، گفتند نمي‌دانيم چه بگوئيم و بعد دستور داد آنان بروند.

اين جلسه گرچه بسيار طولاني بود ولي نه اولين جلسه او بود و نه آخرين جلسه. براي اين گفته مان كه مأمون از عشق مردم به اميرالمؤمنين عليه‌السلام سوء استفاده مي‌كرد وگرنه اعتقادي بدين مسائل نداشت دلايلي داريم كه در اين جا فقط به دو مورد آن اشاره مي‌كنيم:

الف - مأمون در مناظره با امام رضا عليه‌السلام درباره‌ي امامت به گونه‌اي سخن مي‌گويد كه از بي‌اعتقادي او به اين مسائل حكايت دارد.

ب - صدوق قدس سره مي‌نويسد وقتي گزارش اين جلسات مأمون به امام رضا عليه‌السلام مي‌رسيد «امام رضا عليه‌السلام به اصحاب مورد اعتمادش مي‌فرمود: فريب سخنان او را نخوريد، به خدا قسم غير از او كسي قاتل من نيست!!» [73].

آزادي بيان

مأمون برخلاف خلفاي عباسي كه خشونت و سخت‌گيري آنان زبانزد بود و حتي به پدرش،هارون، لقب حجاج بني العباس را داده بودند، در خراسان براي جلب حمايت مردم به آنان آزادي بيان داده بود طوري كه هر چه درباره‌ي خودش مي‌گفتند عكس‌العمل نشان نمي‌داد. او در اين زمينه شعاري براي خودش انتخاب كرده بود: «اگر مردم بدانند كه من چقدر عاشق عفو و گذشتم، با جنايت كردن به من نزديك مي‌شوند» [74].

عفو و گذشت هايي از او نقل كرده‌اند كه تعجب انسان را بر مي‌انگيزد.

بايد توجه داشت اين سياست مأمون در خراسان است وگرنه مأمون بغداد بسيار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه