ولایت عهدی امام رضا علیه السلام صفحه 63

صفحه 63

مباركش در كنار آن خطي كشيد و فرمود: اين تربت من است و در اين جا دفن مي‌شوم و بزودي خداوند اين محل را محل رفت و آمد شيعيان و علاقه‌مندان من قرار خواهد داد، به خدا قسم هيچ كس مرا زيارت نمي‌كند و هيچ مسلماني بر من سلام نمي‌كند مگر اين كه به واسطه‌ي شفاعت ما اهل البيت عليهم‌السلام مغفرت خداوند شامل حال او مي‌شود.

همان طور كه ملاحظه مي‌كنيد امام محل دفن خود را نيز مشخص مي‌كند و اين كه او بعد از مأمون نخواهد ماند تا مسأله ولايتعهدي او نسبت به مأمون تحقق پيدا كند.

سرخس

در مسير مرو حضرت در سرخس توقف كرد. هنگام خروج از اين شهر آن حضرت باز به مسأله آمدن اجباري و حديث سلسلة الذهب اشاره فرمود. احمد بن عبيد گويد: «وقتي در دوران مأمون امام رضا عليه‌السلام به نيشابور آمد، من در خدمت ايشان بودم و كارهايش را انجام مي‌دادم و وقتي به طرف مرو حركت كرد تا سرخس همراهش بودم وقتي از سرخس خارج شد مي‌خواستم تا مرو همراهش باشم ولي همين كه مقداري رفتيم حضرت سرش را از كجاوه بيرون آورد و فرمود: ابوعبدالله برگرد تو وظيفه‌ات را انجام داده‌اي و بدرقه هم پاياني ندارد. عرض كردم به حق مصطفي و مرتضي و زهرا عليهم‌السلام حديثي برايم بگو كه موجب آرامش باشد. فرمود: از من حديث مي‌خواهي در حالي كه مرا از كنار رسول خدا صلي الله عليه و آله بيرون كرده‌اند!!» [126].

دوباره راوي اصرار مي‌كند و امام عليه‌السلام حديث سلسلة الذهب را بيان مي‌نمايد.

نكته‌اي كه در اين زمينه بايد ذكر كرد اين است كه حضرت توجه دارند كه اين حوادث در حضور جاسوسان مأمون و نيروهاي حكومتي است و آنان تمام اين سخنان را گزارش مي‌كنند، با اين حال حضرت مرتب در طول مسير اعلام مي‌كند كه مرا به زور به مرو مي‌برند و اين حكومت مشروعيت ندارد و من ولايت دارم ولي نه از ناحيه‌ي مأمون!

مقاومت در پذيرش

از جمله واكنشهاي ديگري كه امام از طريق آن كوشيد به مردم بفهماند ولايتعهدي به اختيار او نبوده است. مقاومت در پذيرش پيشنهاد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه