ولایت عهدی امام رضا علیه السلام صفحه 64

صفحه 64

ولايتعهدي بود. بعد از آوردن حضرت به مرو تا پذيرش ولايتعهدي امام دوباره مقاومت كرد و آن را نپذيرفت. به اين جريان توجه كنيد: «چون حضرت رضا عليه‌السلام به مرو رسيد مأمون پذيرش خلافت را به او پيشنهاد كرد و آن حضرت نپذيرفت در اين زمينه مذاكرات زيادي انجام شد و حدود دو ماه اين وضع گذشت ولي امام رضا عليه‌السلام حاضر به پذيرش نبود» [127].

همان طور كه ملاحظه مي‌كنيد امام حدود دو ماه از پذيرش ولايتعهدي طفره مي‌رفت و حاضر نبود نه به عنوان خليفه و نه به عنوان ولي‌عهد از طرف مأمون منصوب شود. در طول اين دو ماه هر روز امام رضا عليه‌السلام در بين مردم محبوبيت بيشتري يافت و خطري كه از ناحيه‌ي آن امام حكومت مأمون را تهديد مي‌كرد روز به روز شديدتر مي‌شد. شرايط به گونه‌اي پيش رفت كه مأمون در يك مذاكره‌ي علني امام را تهديد به قتل كرد كه اگر ولايتعهدي را نپذيري تو را خواهم كشت. به اين مذاكرات توجه كنيد:

مأمون: اي پسر پيامبر صلي الله عليه و آله من به دانش، برتري، زهد، تقوي و عبادت تو را مي‌شناسم و تو را شايسته‌تر به خلافت از خودم مي‌دانم.

امام رضا عليه‌السلام: به عبادت براي خداي عزوجل افتخار مي‌كنم و با بي‌اعتنايي به دنيا اميدوارم از شر دنيا رهايي يابم و با پرهيز از محرمات اميد به رسيدن به غنيمت هاي اخروي را دارم و با تواضع در دنيا اميد به سربلندي نزد خداي عزوجل را دارم.

مأمون: تصميم گرفته‌ام خود را از خلافت كنار بكشم و تو را به عنوان خليفه معرفي كنم و خودم با تو به عنوان خليفه بيعت كنم.

امام رضا عليه‌السلام: اگر خلافت از آن توست و خداوند براي تو قرار داده است جايز نيست لباسي را كه خداوند بر تو پوشانده درآوري و به تن ديگري بپوشي و اگر خلافت از آن تو نيست جايز نيست چيزي را كه از آن تو نيست براي من قرار دهي.

مأمون: اي پسر پيامبر صلي الله عليه و آله بايد اين مسأله را بپذيري!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه