- اهداء 1
- مقدمه 2
- جریانی از زندگی امام 3
- مآخذ ما در نقل این خطبهی شریف 4
- اسناد در خطبه شریف 5
- رئیس المحدثین صدوق و خطبه 7
- موارد ضبط خطبه شریف 8
- خصوصیات این رساله 9
- خطبة الرضا فی التوحید 11
- خطبه 01 16
- خطبه 02 18
- خطبه 03 24
- خطبه 04 27
- خطبه 05 31
- خطبه 06 34
- خطبه 07 37
- خطبه 08 39
- خطبه 09 42
- خطبه 10 45
- خطبه 11 49
- خطبه 12 52
- خطبه 13 55
- خطبه 14 58
- خطبه 15 61
- خطبه 16 66
- خطبه 17 72
- خطبه 18 76
- خطبه 19 78
- خطبه 20 81
- خطبه 21 86
- خطبه 22 88
- خطبه 23 92
- خطبه 24 99
- خطبه 25 103
- خطبه 26 107
- خطبه 27 112
- خطبه 28 113
- خطبه 29 116
- خطبه 30 119
- خطبه 31 122
- خطبه 32 125
- پاورقی 125
است، به دیگری (موصوف) زیرا صفت و موصوف هر کدام مفهوم جداگانهای داشته و در عالم معنی هر دو وجود مستقلی دارند، اگر چه وجود صفت در ضمن موضوع دیگر (مانند اعراض) متحقق میشود.
پس در مقام توصیف صفت را نزدیک به موصوف کرده و قرین آن قرار میدهیم و چون اقتران و نزدیک به هم شدن متحقق گردید؛ حادث بودن هر دو ثابت خواهد شد.
توضیح آنکه نزدیک شدن به هم دیگر، گذشته از محدود شدن و تقید، علامت فقر و احتیاج است زیرا اگر احتیاجی در وجود آنها به اتصاف نباشد هرگز با همدیگر تقارن و التیام و اتصالی پیدا نمیکنند.
و هر موصوفی برای تمامیت و کمال ذاتی خود، در معرض اتصاف و اقتران به صفت قرار میگیرد، تا به شأنی وجودی خود رسیده و خصوصیت ممتاز و زائدی پیدا کند و اگر نه اتصاف به صفت زائد بر ذات لغو و عبث خواهد بود.
و أما صفت: پس آن از قبیل اعراض و کیفیات نفسانی است و نمیتواند خود در خارج وجود استقلالی داشته و احتیاج به موضوع دیگری پیدا نکند.
و این معنی در اتصاف نفس ما به صفاتی چون علم و ادراک و تمایل و رحمت وجود و غیر آنها مشهود است و ما به ضرورت متوجه هستیم که «پس از به دست آوردن صفتی از صفات نفسانی، خصوصیت و امتیازی بر نفس ما افزوده میشود.»
پس در هر صفتی که پیدا میشود حالت تازه و تحول جدید و خصوصیت زائدی در ذات شیء به وجود آمده و صفت نیز با این عروض و لحوق و قرین شدن به موصوف، متحول و وجود و تحقق پیدا میکند و در نتیجه میفهمیم که: