- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- اشاره 12
- رساله حل ما ینحل 12
- قصیده مذکوره 16
- اشاره 16
- بیت 01 19
- بیت 02 19
- بیت 04 21
- بیت 03 21
- بیت 05 22
- بیت 06 22
- بیت 07 23
- بیت 08 23
- بیت 10 24
- بیت 11 24
- بیت 09 24
- بیت 12 25
- بیت 13 25
- بیت 16 26
- بیت 14 26
- بیت 15 26
- بیت 18 27
- بیت 17 27
- بیت 19 27
- بیت 20 28
- بیت 21 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 27 31
- بیت 28 31
- بیت 31 32
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 32 33
- بیت 33 34
- بیت 35 34
- بیت 34 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 38 37
- بیت 39 37
- بیت 40 38
- بیت 41 38
- بیت 42 38
- بیت 45 39
- بیت 44 39
- بیت 43 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 50 43
- بیت 51 43
- بیت 52 43
- بیت 53 44
- بیت 54 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
نموده اند مطلعش این است:
بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن
اشک زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن
و اکابر، مطلع ها در این باب گفته اند غالبا در صنعت طلوع نیر اعظم بدین سیاق نگفته باشند و بعضی در
صنعت غروب آفتاب نیز گفته اند و جواب اکابر مر این قصیده را در ذیل ذکر فضلاء خواهد آمد. و شیخ ابو المفاخر رازی نزد سلاطین و حکام جاه و قبول تمام یافته، ابوطاهر خاتونی صاحب تاریخ آل سلجوق می گوید که سلطان مسعود بن محمد بن ملک شاه در ولایت ری به وقت عزیمت مازندران نزول کرد و لشکریان او در مزارع اهالی ری چهارپایان گذاشتند و بی رسمی و بی خبطی می کردند، ابو المفاخر این قطعه به سلطان فرستاد و سلطان لشکریان از خرابی منع فرمود و آن قطعه این است:
ای خسروی که سائس حکم تو بر فلک
برتر ز طاق و طارم کیوان نشسته است
لطفت بآستین کرم پاک می کند
گردی که بر صحیفه ی دوران نشسته است
بر تخت ری تو ساکن و از حکم نافذت
در ملک چین بمرتبه خاقان نشسته است
شاها سپاه تو که چو مورند و چو ملخ
برگرد دخل و دانه ی دهقان نشسته است
باران عدل بار که این خاک سالهاست
تا بر امید وعده ی باران نشسته است [3].
در مجمع الفصحاء از وی با عنوان فاخری رازی یاد شده و سیزده بیت از قصیده وی در مدح امام رضا (ع) نقل شده است [4] رازی نیز گویا تنها به نقل از دولت شاه اشارتی به وی کرده و او را فخر الشعراء خوانده است. [5] شوشتری نیز شرح حال وی را با یاد از قصیده وی (تنها 35 بیت از 63 بیت) آورده است. [6].