- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- اشاره 12
- رساله حل ما ینحل 12
- قصیده مذکوره 16
- اشاره 16
- بیت 02 19
- بیت 01 19
- بیت 03 21
- بیت 04 21
- بیت 05 22
- بیت 06 22
- بیت 07 23
- بیت 08 23
- بیت 10 24
- بیت 11 24
- بیت 09 24
- بیت 12 25
- بیت 13 25
- بیت 14 26
- بیت 15 26
- بیت 16 26
- بیت 18 27
- بیت 19 27
- بیت 17 27
- بیت 21 28
- بیت 20 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 27 31
- بیت 28 31
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 31 32
- بیت 32 33
- بیت 35 34
- بیت 33 34
- بیت 34 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 39 37
- بیت 38 37
- بیت 42 38
- بیت 41 38
- بیت 40 38
- بیت 45 39
- بیت 44 39
- بیت 43 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 50 43
- بیت 51 43
- بیت 52 43
- بیت 54 44
- بیت 53 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
و قصه نسیم اویس قرن چنان مشهور است که آن مرشد دین که صاحب خرقه اولیا است و مجموع مشایخ را پیشوا با آنکه در زمان سعادت مقرون حضرت رسالت مآب علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات بود اما غایبانه ایمان آورد و بحضور موفور السرور آن حضرت مشرف نگشت زیرا که مادری پیری داشت و دانه های خدمت او را در مزرع دل می کاشت و به جهت رضای والده از آفتاب جمال آن سر و الضحی و سیاه موی و اللیل اذا سجی محمد مصطفی ص محروم گشته صبر و تحمل مینمود که از جدائی وی مادرش را بیم فوت بود که از شیر شتری که می پرورد قوت هر روزه او را می آورد و حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و
سلم همیشه از گلهای اخلاص اویس قرن و ایمان آوردن وی بصورت احسن چمن خاطراش را شکفته داشتی و در وقت وزیدن صبا روی بجانب یمن کرده گفتی از اینجانب بوی آشنایی میآید که هر زمان جان و دلم از آن نسیم می آساید که نفخ های محبت می افزاید.
مطلع:
خوشا نسیم که از کوی دوست می آید
ز کوی دوست چه عطر نکوست می آید
اکنون قصه اویس قرن و بوی خوش آن چمن به وجه احسن و لطافت ظاهر و مبرهن گشت.
بیت 07
در نظر مردمک چون تره زاری سپهر
روشنیش کو کنار تیرگیش پر پهن
دراین بیت سپهر را به تره زاری تشبیه نموده که روشنائی سحر بمنزله کوکنار او باشد که کوکنار خشخاش دانه دار است و به دانه ای انجم مناسبت دارد، و تیرگی و سبزی آنرا پر پهن گفته که بحسب معنی لغوی پر پهن میان زمستان و روزهای تیره را گویند.
هر آینه معنی آن شد در نظر مردمک تره زاری بود فلک که روشنی درو خشخاش بود و سبزی و تیرگی درو شب گوهر پاش.
و در بعضی لغت پر پهن به معنی خرفه آمده است که ترکان بدو سمزاوت میگویند و فی الواقع دراینجا که صحن فلک را به تره زاری تشبیه نموده پر پهن بدان معنی مناسب می افتد تا فضلا چه فرمایند.
بیت 08
پر پهن آسمان راست چو آن طوطئی
کز ظرف بچگان باز کند پر پهن