- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- اشاره 12
- رساله حل ما ینحل 12
- قصیده مذکوره 16
- اشاره 16
- بیت 01 19
- بیت 02 19
- بیت 04 21
- بیت 03 21
- بیت 05 22
- بیت 06 22
- بیت 07 23
- بیت 08 23
- بیت 10 24
- بیت 09 24
- بیت 11 24
- بیت 13 25
- بیت 12 25
- بیت 14 26
- بیت 16 26
- بیت 15 26
- بیت 18 27
- بیت 17 27
- بیت 19 27
- بیت 21 28
- بیت 20 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 27 31
- بیت 28 31
- بیت 31 32
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 32 33
- بیت 33 34
- بیت 35 34
- بیت 34 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 39 37
- بیت 38 37
- بیت 42 38
- بیت 40 38
- بیت 41 38
- بیت 45 39
- بیت 44 39
- بیت 43 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 50 43
- بیت 52 43
- بیت 51 43
- بیت 54 44
- بیت 53 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
منجمان صفحه ی شمسی تقویم را ملاحظه نمایند که در نصف النهار آنروز هر کوکبی چه مقدار از بروج اثنی عشر قطع نموده و در آن محل که خورشید اوج دارد حکم بر سایر کواکب و منسوبات او نمایند از بعد و قرب و سعد و نحس. و مهر که نیز اعظم است تا فراز تحت فلک قرار نگیرد سایر کواکب سبعه را تأثیرش صورت نپذیرد چون کلی دراین نصف روز مهر جهان فروز است و او را منجمان در اصطلاح اختر اوج گویند. و گاه باشد که آفتاب در حین طلوع و غروب بغایت سرخ نماید چون طشت زرین پرخون و یا چون جامی پر از باده ی گلگون به واسطه ی کثرت بخارات که از روی زمین مرتفع گردد و به مابین بصائر و جرم آفتاب حایل
آمد و در نظر سرخ نماید اینجا همان حال سرخ بودن آفتاب را بیان می کند که اختر اوج ارغوان آمده در زعفران. و غرض از زعفران اینجا ابری چند باشد که در مشرق از شعله آفتاب نورانی چون رخ عاشقان زعفرانی می نماید و اشارت به بیرون آمدن مهر ارغوان چهر است در ابرهای زرین مشرق، و از لب چون ناردان یعنی دانه نار و باز همان لب خورشید را در آن حال ملاحظه نموده و گفته آمده در نارون. و در لغت نارون به معنی گلنار آمده و نارون اشجار راست را نیز گویند.
و غرضش بودن خورشید است در میان خطهای شعاعی خویش بطریق تذروی که در میان اشجار درآید، و یا چون گل سرخ شکفته که از میان شاخها خود را بنماید تا فضلای موشکاف را چه بخاطر رسد.
بیت 12
شمس چه آن نقره خنک راند بمیدان فجر
زهره ی زهرا بماند چون خر تر در لجن
غرض از خنک نقره طلوع و سفیدی صبح است که بر فراز آن فرس شمس سوار گشته به میدان فجر مرکب راند، زهره زهرا با همه روشندلی و ضیاء چون خر تر در لجن ماند که لجن در لغت آن گل را گویند که بغایت تیره و تار باشد و مکان غرقه گشتن حیوانات بردبار.
هر آینه معنی آن شد که چون آفتاب بر مرکب سیماب صبح سوار گشته بمیدان فجر گردون خرامید زهره ی زهرا با وجود همه ضیاء چون خر تر رخت وجود خود را در گل نا پیدائی کشید که دیگر از خود اثری ندید.
بیت 13
کوهه دستان سر و سوخته در مجمره
ران قریب حمل دوخته برباب زن