رساله ی حل ما ینحل صفحه 25

صفحه 25

منجمان صفحه ی شمسی تقویم را ملاحظه نمایند که در نصف النهار آنروز هر کوکبی چه مقدار از بروج اثنی عشر قطع نموده و در آن محل که خورشید اوج دارد حکم بر سایر کواکب و منسوبات او نمایند از بعد و قرب و سعد و نحس. و مهر که نیز اعظم است تا فراز تحت فلک قرار نگیرد سایر کواکب سبعه را تأثیرش صورت نپذیرد چون کلی دراین نصف روز مهر جهان فروز است و او را منجمان در اصطلاح اختر اوج گویند. و گاه باشد که آفتاب در حین طلوع و غروب بغایت سرخ نماید چون طشت زرین پرخون و یا چون جامی پر از باده ی گلگون به واسطه ی کثرت بخارات که از روی زمین مرتفع گردد و به مابین بصائر و جرم آفتاب حایل

آمد و در نظر سرخ نماید اینجا همان حال سرخ بودن آفتاب را بیان می کند که اختر اوج ارغوان آمده در زعفران. و غرض از زعفران اینجا ابری چند باشد که در مشرق از شعله آفتاب نورانی چون رخ عاشقان زعفرانی می نماید و اشارت به بیرون آمدن مهر ارغوان چهر است در ابرهای زرین مشرق، و از لب چون ناردان یعنی دانه نار و باز همان لب خورشید را در آن حال ملاحظه نموده و گفته آمده در نارون. و در لغت نارون به معنی گلنار آمده و نارون اشجار راست را نیز گویند.

و غرضش بودن خورشید است در میان خطهای شعاعی خویش بطریق تذروی که در میان اشجار درآید، و یا چون گل سرخ شکفته که از میان شاخها خود را بنماید تا فضلای موشکاف را چه بخاطر رسد.

بیت 12

شمس چه آن نقره خنک راند بمیدان فجر

زهره ی زهرا بماند چون خر تر در لجن

غرض از خنک نقره طلوع و سفیدی صبح است که بر فراز آن فرس شمس سوار گشته به میدان فجر مرکب راند، زهره زهرا با همه روشندلی و ضیاء چون خر تر در لجن ماند که لجن در لغت آن گل را گویند که بغایت تیره و تار باشد و مکان غرقه گشتن حیوانات بردبار.

هر آینه معنی آن شد که چون آفتاب بر مرکب سیماب صبح سوار گشته بمیدان فجر گردون خرامید زهره ی زهرا با وجود همه ضیاء چون خر تر رخت وجود خود را در گل نا پیدائی کشید که دیگر از خود اثری ندید.

بیت 13

کوهه دستان سر و سوخته در مجمره

ران قریب حمل دوخته برباب زن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه