- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- اشاره 12
- رساله حل ما ینحل 12
- اشاره 16
- قصیده مذکوره 16
- بیت 02 19
- بیت 01 19
- بیت 04 21
- بیت 03 21
- بیت 06 22
- بیت 05 22
- بیت 08 23
- بیت 07 23
- بیت 10 24
- بیت 11 24
- بیت 09 24
- بیت 13 25
- بیت 12 25
- بیت 14 26
- بیت 15 26
- بیت 16 26
- بیت 17 27
- بیت 18 27
- بیت 19 27
- بیت 21 28
- بیت 20 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 28 31
- بیت 27 31
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 31 32
- بیت 32 33
- بیت 33 34
- بیت 34 34
- بیت 35 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 38 37
- بیت 39 37
- بیت 41 38
- بیت 40 38
- بیت 42 38
- بیت 45 39
- بیت 44 39
- بیت 43 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 52 43
- بیت 51 43
- بیت 50 43
- بیت 54 44
- بیت 53 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
گویا غرض از کوهه ی دستان سرو، شاخی چند است که از بدن سرو برآمده است و او را در مجمره شب سوخته می گوید که دود ظلمت بر آن مشعر است. و باب زن در لغت سیخ کباب است که طناب شعله زرین آفتاب را بدو تشبیه کرده که گویا گوشت ران حمل را بدان سیخ کباب می کنند که ران حمل قریب او بود و علامت آفتاب در حمل بودن است که اشارت به فصل بهار طراوات شعار است و محل مساوات لیل و نهار.
هر آینه معنی آن شد که سرو در مجمره ی فلک سوخته شد که ران حمل بر سیخ شعله آفتاب دوخته گردید.
و بر ارباب ادراک و طبایع ادراک پوشیده نماند که تا غایت ابیات تعریف صبح بود بر صحایف کافور بار اکنون به خامه ی عنبر شمامه صفات شب سیه می نماید در
اشعار تا واضح باشد.
بیت 14
چون تف آتش افتاد از کف مغرب در آب
زلف بنفشه برست از گلوی یاسمن
غرض از تف آتش خورشید است که در آب مغرب افتاده. و لفظ رست و رستن به معنی روئید و روئیدن است. و از زلف بنفشه غرض ظاهر گشتن شب ظلمانی است از گلوی یاسمن سفید روز.
هر آینه معنی آن شد که چون آتش مهر از کف مغرب در آب افتاد یعنی در تحت الارض، زلف بنفشه شب از حلق یاسمن روز رسته سنبل گشاد و ناف های عنبر در مجمر نهاد.
بیت 15
چرخ چو پروانه بود قطب چو شمع از قیاس
جرم زحل چون دخان دور قمر چون لگن
غرض از پروانه بودن چرخ طریق گشتن اوست بر دور نقطه قطب که آن را به شمع تشبیه کرده جهت دور فلک برگرد آن و خط محور چون بدن شمع و روشنی قطب چون شعله وی دیگر جرم زحل را جهت سیاهی دخان آن شمع گفته، و قمر را چون لگن سیمین که شمعدان است.
هر آینه معنی آن شد که شمع قطب روشن بود چون قمر، و دود آن شمع زحل بود و پروانه آن فلک که بر دور قطب می گشت، تا فضلا چه گویند.
بیت 16
صولت بهرام را مهر شهی در نگین
دولت کیوان پیر دلو تهی در رسن
غرض از صولت بهرام که گفته بزرگی آن پادشاه است به مناسبت نگین اما تعریف مریخ است که