- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- اشاره 12
- رساله حل ما ینحل 12
- قصیده مذکوره 16
- اشاره 16
- بیت 01 19
- بیت 02 19
- بیت 04 21
- بیت 03 21
- بیت 05 22
- بیت 06 22
- بیت 07 23
- بیت 08 23
- بیت 10 24
- بیت 11 24
- بیت 09 24
- بیت 13 25
- بیت 12 25
- بیت 16 26
- بیت 14 26
- بیت 15 26
- بیت 18 27
- بیت 17 27
- بیت 19 27
- بیت 21 28
- بیت 20 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 27 31
- بیت 28 31
- بیت 31 32
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 32 33
- بیت 33 34
- بیت 35 34
- بیت 34 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 38 37
- بیت 39 37
- بیت 40 38
- بیت 42 38
- بیت 41 38
- بیت 45 39
- بیت 44 39
- بیت 43 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 50 43
- بیت 51 43
- بیت 52 43
- بیت 53 44
- بیت 54 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
خانه ی تو خانه من چون بود
کی بصدف گنجش جیحون بود
هر که کند پادشهی میهمان
در خور او بایدش انداخت خوان
کار بزرگان همه با آبروست
وصلت خردان نه بایشان نکوست
در ره حرص آمده چون موشکی
نیست درینجا سر یکموشکی
راه اجل چون روی ای مستمند
دل بهزاران طمع و حرص بند
باز پس آیا چه بود حال تو
صد شتر حرص ز دنبال تو
ساز سبک بار خود
ای نیک رای
زانکه در مرگ بود تنگنای
خیز اسیری و سبک بار شو
پرده گشای همه اسرار شو
این همه از بردباری و رضای شتر که نوشته شد جای تعجب است از کیفیت حالات وی بر حدی عرب و شوق عجب به نص والی الابل کیف خلقت در وی صفات اولیا است و به شیوه ی قناعت بر خوان رضاست چنانکه از امام رضا نیز نقل است که برو ظاهر شد که انگور مسموم است اما جهت مراد خصم به رضا کوشید و تن به قضا داده آن زهر را نوشید. اکنون دراین بیت گویا اشارتی بدان حال شده که می فرماید جمازه وی از گلزار رضا سر به قضای خدا داده عشق مدح کننده ی رضا را بر خویشتن بسته یعنی او را نیز می ستایند چنانکه مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی در مدح آن سر دفتر اولیای نامی گوید
نظم:
علی ابن موسی الرضا کز خدایش
رضا شد لقب چون رضا بودش آیین
هر آینه به رضای یاران معنی این بیت از پرده خفا چهره گشا گشت.
بیت 48
مه رخ مات از نفاق بدر هلال از محاق
کعبه دور از نفاق بدر هلال از محاق
و حضرت امام رضا چون سلطان ملک ولایت بود و موت و فوت ایشان از نفاق مشرکان روی نمود و الفاظ شه رخ مات زرین بساط بدو منسوب گشت و با آنکه ذاتش بدری بود کامل و بدر از نزدیکی آفتاب هلال می گردد اما این بدر از محاق که دوری است هلال گردید یعنی ماه عمرش را بر فلک زندگانی زوال کاستن دست داد و ذات شریفش چون کعبه آمال بود. که از دیار خود دور گردید و رخسار نورانیش که عیدی بود بعید
از وطن افتاد. آورده اند که دوری امام