- درآمد 1
- اشاره 1
- قصیده ی او در مدح امام رضا علیه السلام 3
- حل ما ینحل از عبداللطیف شیروانی 9
- سخن استاد حسن زاده ی آملی 10
- رساله حل ما ینحل 12
- اشاره 12
- قصیده مذکوره 16
- اشاره 16
- بیت 01 19
- بیت 02 19
- بیت 04 21
- بیت 03 21
- بیت 05 22
- بیت 06 22
- بیت 07 23
- بیت 08 23
- بیت 10 24
- بیت 11 24
- بیت 09 24
- بیت 13 25
- بیت 12 25
- بیت 14 26
- بیت 15 26
- بیت 16 26
- بیت 18 27
- بیت 19 27
- بیت 17 27
- بیت 20 28
- بیت 21 28
- بیت 23 29
- بیت 22 29
- بیت 26 30
- بیت 24 30
- بیت 25 30
- بیت 27 31
- بیت 28 31
- بیت 30 32
- بیت 29 32
- بیت 31 32
- بیت 32 33
- بیت 33 34
- بیت 35 34
- بیت 34 34
- بیت 36 35
- بیت 37 36
- بیت 38 37
- بیت 39 37
- بیت 41 38
- بیت 40 38
- بیت 42 38
- بیت 45 39
- بیت 43 39
- بیت 44 39
- بیت 46 40
- بیت 47 40
- بیت 48 41
- بیت 49 42
- بیت 50 43
- بیت 51 43
- بیت 52 43
- بیت 53 44
- بیت 54 44
- بیت 55 - 56 45
- بیت 57 46
- بیت 58 46
- بیت 59 47
- بیت 62 48
- بیت 61 48
- بیت 60 48
- بیت 63 49
- تعلیقات 50
- پاورقی 54
رخسار تو چرا چون
آب چین پیدا کرد با آنکه وجود تو سفینه بود بهر نجات مؤمنات.
بیت 60
نیست ابد را بحکم بی تو روان گنج حکم
نیست ازل را بقطع بی تو روان هیچ فن
دراین بیت ازل و ابد را صفات و بیان می کند که ما بین مردم مثالی هست که می گویند فلان کار به حکمی این نوع است یعنی لازم کرده شده و حکم که در اول مصراع واقع گشته بر آن منوال است که می فرماید نیست ازل را بحکم بی تو روان هیچ حکم یعنی حکم وی بحکم تو وابسته است، دیگر می فرماید نیست ابد را به قطع بی تو روان هیچ فن یعنی روز آخر به قطع تعلقات که در وقت وفات همه کس را دست می دهد آن نیز بی فنون تو نیست و نوک قلم قضای مضمون رای اونی. تا فضلا را چه بخاطر رسد.
بیت 61
آخر این صدره را نغمه نعت شماست
لحن خوش راه راست هر سحری بر فنن
غرضش از آخر صدره که فرموده اول این قصیده صدر سخن است که اکنون بدامان کشید و به آخر انجامید و می فرماید نغمه نعت شماست لحن خوش آینده و راه راست دل رباینده هر سحری بر فنون سخن سازی و عبارت پردازی.
هر آینه معنی آن شد که ختم کلام به نغمه نعت شما اتمام یافت که لحن خوش و راه راست بر فن سخن و از قید لفظ سحر غرض محل فیض صبحگاه و اشارتی بدل آگاه است چنانکه به یک بیت بر شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در سحر درهای فیض باز شد و به سبب آن بیت توحید با ملائکه همراز گشت.
بیت 62
راست بگو کج نشین دار حدیثی بره
در دهن ازراع چیست چون تو نداری برن
دراین بیت نیز آفتاب اشکال طلوع نموده و ماهتاب معنی ندانستن آشکارا گشته بهر حال دست از رشته معنی آن کوتاه نتوان کرد، و به عذر لنگ روی با راه نتوان آورد، اکنون بقدر طاقت شروعی در مضمون آن می رود بدان که برن در لغت زمینی را گویند که در آنجا تخم افشانده باشند و بخاک بپوشند که عرب آن چوب پهن که بدان دانه می پوشند تبان گوید و دراین بیت غرض ناظم بطریق موعظه در آخر این قصیده فضیلت خاموشی است که دانه سخن را در مزرع دهان گاهی پوشیده