رساله ی حل ما ینحل صفحه 54

صفحه 54

بزرگی یاد می فرماید که وی مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع خوانده است. آری ترازوی راستین سنجش درست از نادرست و محک سره از ناسره علم میزان است؛ و برهان رهنمای عقل تا به سر منزل ایقان است؛ و مقام محمود آدمی ادراک حقایق اشیا به نحو شهود و عرفان است. رسائل ما به نام «انه الحق»، و «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» و «قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند» حق هر ذی حق را در وحدانیت باری اداء کرده اند.

قلم در رد معرفت فکری زدن، و خط بطلان

به منشورات براهین عقلی کشیدن، و دین الهی و فلسفه الهی را جدای از هم داشتن و پنداشتن ستمی بس بزرگ است. اولیای دین ما - علیهم السلام - در مقام احتجاج و استدلال به طریق فکر و نظر اقدام می فرمودند چنان که دو کتاب احتجاج طبرسی و احتجاج بحار دو سند زنده و دو شاهد عادل اند؛ بلکه قرآن کریم به سه قسم برهان و خطابه و جدال احسن امر به دعوت فرموده است که: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی أحسن» (سوره نحل - آیه 126. (.

7- در شرح بیت سی و هشتم قصیده گوید: «این بیت مسجع در تعریف شتر آن شاه سوار ملک عرب است … » و در دو سه سطر بعد گوید: « … که عبارت است از وقار و تمکین شتر حضرت امام که در … ». شگفت این که شارح این چند بیت را در مدح و تعریف شتر حضرت امام رضا - علیه السلام - دانسته است و حال این که شعر قبل آن این بود: «برد مرا بارگیر بر سر هنجار طوس … » و این شیوه ای پسندیده بود که مادحان در اثنای مدح ممدوح، مرکب سواری خود را نیز می ستودند که بارگیری خوش اندامی چنین بوده است و راهواری خوش رفتاری چنان.

مثلا امیر معزی در مدح ابوطاهر سعد بن علی مستوفی، در قصیده نونیه به مطلع: «أی ساربان منزل مکن جز در دیار یار من … » بیسراکش را - یعنی شتر سواریش را - می ستاید:

پیوسته از چشم و دلم در آب و آتش منزلم

بر بیسراکی محملم در کوه و صحرا

گامزن

هایل هیونی تیزرو اندک خور و بسیار رو

از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن

و همچنین چند بیت بعد آن در وصف و مدح شتر سواریش که بسیار زیبا وصف کرده است.

و نیز استاد منوچهری دامغانی در مدح سپه سار مشرق علی بن عبیدالله صادق، در قصیده نونیه به مطلع: «شبی گیسو فروهشته بدامن … » کمیتش را - یعنی اسب سواریش را - می ستاید:

مرا در زیر ران اندر کمیتی

کشنده نی و سرکش نی و توسن

عنان برگردن سرخش فکنده

چو دومار سیه بر شاخ چندن

دمشق چون تافته بند بریشم

سمش چون ز آهن و پولاد هاون

8- در شرح بیت یازدهم گوید: «چون آفتاب بر اوج فلک رسد که آن را نصف النهار گویند … » اوج معرب اوگ به لفظ هندی است در مقابل حضیض، اوج دورترین نقطه از منطقه خارج مرکز شمس نسبت به مرکز زمین است؛ و حضیض نزدیکترین نقطه از آن، نه بدان گونه که شارح گفته است. نگارنده را میدان بحث در اینجا وسیع است ولکن به همین اندازه اشارت کفایت است.

9- در شرح بیت چهل و هشتم قصیده گوید: «حضرت امان از نفاق اهل ظلام غافل … » اسناد غفلت به امام معصوم حجت الهی، سخنی ناصواب و خلاف رأی اولو الالباب است. مسأله علم سفرای الهی را در نوشته های دیگر به تحقیق تحریر کرده ایم، و در نکته 958 کتاب هزار و یک نکته به بعضی از وجوه آن اشارتی نموده ایم. مستفاد از عبارات شارح این است که مسلمانی امامی و به مذهب اثنا عشری بوده است، جای شگفتی است که با این وجود چگونه تعبیری آنچنان را به حجت

خدا روا داشته است؟!.

10- در شرح بیت شصت و یکم قصیده گوید: «چنانکه به یک بیت بر شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی … » این واقعه شیرین دلنشین را قاضی نورالله شهید در مجلس ششم مجالس المؤمنین در شرح حال شیخ اجل سعدی بدین گونه نقل فرموده است:

«یکی از مشایخ منکر وی بود، شبی در واقعه دید که درهای آسمان گشوده شد و ملائکه با طبق های نور از آسمان نازل شدند، پرسیدند که این چیست؟ گفتند برای سعدی شیرازی است که بیتی گفته که قبول حضرت حق سبحانه و تعالی افتاده، و آن بیت این است:

برگ درختان سبز در نظر هوشیار

هر ورقی دفتری است معرفت کردگار

آن عزیز چون از واقعه درآمد در شب به در زاویه شیخ سعدی رفت که وی را بشارت دهد، دید که چراغی افروخته و با خود زمزمه می کرد، چون گوش کشید شنید که همین بیت می خواند» (چاپ اول سنگی رحلی - ص 303).

پاورقی

[1] الفهرست (تصحیح استاد سید عبدالعزیز طباطبایی) ص 26؛ آقای طباطبایی نوشته اند که سمعانی در «التحبیر» شرح حال شخصی را با نام «ابو المفاخر رازی» آورده که با شخص مورد نظر ما تطبیق نمی کند.

[2] ذریعه، ج 9، ص 50.

[3] تذکره الشعراء (تصحیح: محمد رمضانی تهران، 1338)، صص 61 - 63. عوفی این داستان و اشعار مربوط به آن را به ضمیمه ی ابیاتی دیگر به فضل الله خواری نسبت داده است نک: لباب الالباب (تصحیح براون) ص 278 - 277؛ قزوینی در تعلیقات (ص 361) سخن دولت شاه را آورده است. لازم به یادآوری است که فضل الله خواری در نیمه دوم قرن ششم می زیسته در حالی که

ابو المفاخر در نیمه ی نخست آن بوده است، قزوینی در آثار البلاد شعر مزبور را به خواری نسبت داده است؛ نک: آثار البلاد، ص 364، 363.

[4] مجمع الفصحاء، (تهران 1339)، ص 936.

[5] هفت اقلیم، ج 3، صص 34 - 35.

[6] مجالس المؤمنین، ج 2، صص 616 - 614.

[7] مجالسن النفائس (تصحیح علی اصغر حکمت)، ص 323.

[8] نشریه نسخه های خطی، ج 7، ص 250.

[9] فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرکزی، ج 13، ص 3066.

[10] فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرکزی، ج 17، صص 419 - 417 ش 9596.

[11] نشریه نسخه های خطی، ج 7، ص 250، 249.

[12] فهرست نسخه های خطی کتابخانه مرکزی، ج 13، ص 306 و نک: فهرست نسخه های خطی فارسی، ص 1245.

[13] روضه الشهداء، تصحیح محمد رمضانی، تهران 1334، ص 164.

[14] همان، ص 257.

[15] همان، ص 233.

[16] همان، ص 210.

[17] همان، ص 223.

[18] همان، ص 229.

[19] همان، ص 242.

[20] فهرست میکروفیلمها، ج 1، ص 644.

[21] نشریه نسخه های خطی، ج 7، ص 257.

[22] فهرست نسخه های خطی کتابخانه ای آیهالله مرعشی، ج 15، ص 244.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه