مدایح رضوی در شعر فارسی صفحه 119

صفحه 119

از راستی نمی گذرم عاصیم بسی

پشت مرا ز بار گناه است انحنا

دارم هزار گونه معاصی و هر یکی

دارد هزار گونه مکافات در قفا

بر سر چگونه با همه آلودگی نهم

دستار زاهدانه بزراقی (1) و ریا

بی حد اگر چه از عمل خویش خائفم

باشد ولی سه چیز مرا مایه رجا

بخشایش خدا و ولای علی و آل

تقبیل (2) آستانه ی سلطان دین رضا

بر من رسیده آن همه دولت که گفتمت

از خاکبوس درگه این شاه اصفیا

نور الهی که شمسه ی ایوان رفعتش

هر صبحدم به مهر درخشان دهد ضیا

شاهنشهی که هست به تعظیم درگهش

بیگاه و گاه پشت سماواتیان دو تا

آن شاه ازکیا (3) که به کریاس (4) حشمتش

درویش بینوا نکند فرق از کیا (5).

آن صدر سرافراز که با یک جهان نیاز

در سدره (6).

جبرئیل فرستد بر او ثنا

پهناور است بحر جلالش چنان که وهم

تا روز محشرش نبرد ره به انتها

هر کس که یافت ره به جوارش نمی رود

رضوان اگر به باغ بهشتش زند صلا (7).

پشمین قبا گرفت و مرصع (8) کلاه داد

شاهی که با گدای درش گشت آشنا

جذاب قلب مؤمن مخلص ولای اوست

چونان که هست جاذب که پاره کهربا

ای شرط لا اله که باشد بهشت عدن

احباب را ولای تو روز جزا جزا (9).

تهلیل (10) بی ولای تو کفریست آشکار

توحید بی رضای تو شرکیست برملا

با پرتو جمال تو خورشید بی فروغ

بی زیور قدوم تو فردوس بی بها

جبریل را به خلوت خاص تو بار نیست

تو صاحب سرایی و او حاجب سرا

هم هادی انامی (11) و هم شافع قیام (12).

هم آیت هدایی و هم حجت خدا

هم پیشوای هفتمی از نسل بو تراب (13).

هم جانشین هشتمی از بعد مصطفی

چشم پیمبران به جمال تو روشن است

چون چشم مصطفی ز تماشای مرتضی

گویی ثنای ذات تو می گفت آن که گفت

یا من بد اجمالک فی کل ما بدا (14).

آید بر آستان تو روح القدس (15) چنانک

هدهد به بارگاه سلیمانی از سبا (16).

شیطان چنان چه نور تو در پشت بو البشر

دیدی کجا ز سجده ی او داشتی ابا


1- 445. زراقی: مکاری، فریبندگی، ریاکاری.
2- 446. تقبیل: بوسه زدن.
3- 447. ازکیا: پاکان، صافی ضمیران (جمع ازکی).
4- 448. کریاس: راهرو - محوطه درون سرای.
5- 449. کیا: بزرگ، سرور. در ازکیا و ازکیا صنعت جناس بکار رفته است.
6- 450. سدره: نام درختی در آسمان هفتم. فروغی بسطامی گفته است: طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند یک جا فدای قامت رعنا کنم تو را.
7- 451. صلا زدن: دعوت کردن به سفره (در اصل به معنی آتش افروختن است در شب، عرب بادیه آتش برمی افروخت تا اگر غریبی و گرسنه ای در بیابان مانده باشد به نور آتش به خیمه گاه وی آید تا آن گرسنه را اطعام نماید).
8- 452. مرصع: جواهر نشان.
9- 453. بیت ناظر است به حدیث سلسله الذهب که حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام از طریق پدران معصومش از قول رسول اکرم (ص) نقل فرمود: «لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن عذابی.» یعنی کلمه ی شهادت حصار من است هر که در وی داخل شد از عذاب من ایمن گردید. (شرح فارسی شهاب الاخیار، قاضی ابوعبدالله محمد قضاعی مغربی، چاپ دانشگاه تهران، 1349 ص 171 ذیل شماره ی 896). این حدیث با اندک اختلاف (من عذابی) در منابع و مآخذ دیگر نیز آمده است.
10- 454. تهلیل: لا اله الا الله گفتن، تسبیح.
11- 455. انام: خلق، مردم.
12- 456. قیام: در این جا به معنی قیامت است.
13- 457. بو تراب: یکی از القاب حضرت علی علیه السلام است.
14- 458. معنی مصراع عربی: ای آن که جمالت ظاهر شد در تمام مراتبی که زیور ظهور یافت.
15- 459. روح القدس: مراد جبرئیل است (رجوع کنید به قرآن کریم، سوره ی بقره، آیات 81 و 254 سوره ی مائده، آیه ی 109).
16- 460. سبا: شهری در عربستان قدیم در ناحیه ی یمن که ملکه ی آن بلقیس مشهور است. بیت ناظر است به «و تفقد الطیر فقال مالی لا اری الهدهد ام کان من الغائبین». (سلیمان پرنده را جویا شد، گفت چیست مرا که هدهد را نمی بینم یا خود غایب است) (سوره ی نمل، آیه ی 20).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه