مدایح رضوی در شعر فارسی صفحه 166

صفحه 166

کمپانی

اشاره

شیخ محمدحسین غروی اصفهانی فرزند حاج محمدحسن می باشد که در محرم سال 1296 قمری در خانواده ای متنعم متولد شد. مرحوم غروی که بعدها به «کمپانی» شهرت یافت در نجف اشرف در محضر درس شیخ محمد کاظم خراسانی معروف به «آخوند» تلمذ کرد و فلسفه را در مکتب میرزا محمدباقر اصطهباناتی فراگرفت و در شعر «مفتقر» تخلص می کرد. آثار او عبارتند از: حاشیه بر کفایه الاصول مرحوم آخوند، دیوان اشعار و چندین رساله، کمپانی در سال 1361 هجری قمری درگذشت.

فی مدح الامام ابی الحسن الرضا

دیوان کمپانی، به کوشش شیخ محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1343 ش.

برید (1) باد صبا خاطری پریشان داشت

مگر حدیثی از آن زلف عنبرافشان داشت

نسیم زلف نگار از نسیم باد بهار

فتوح روح روان و لطافت جان داشت

صبا ز سلسله ی گیسوی مسلسل یار

هزار سلسله بر دست و پای مستان داشت

پیام یار عزیز ملیح، روح افزاست

دم مسیح توان گفت بهره ای زان داشت

حدیث آن لب و دندان چو در فشانی کرد

شکست رونق لؤلؤ، سبق ز مرجان داشت

یمن کجا و بدخشان؟، مگر صبا سخنی

از آن عقیق درخشان و لعل رخشان داشت

به یادم از نفس خرم صبا آمد

گلی که لعل لبی همچو غنچه خندان داشت

به خضرت (2) خطش از خضر (3)، جان و دل می برد

چه طعنه ها که دهانش به آب حیوان داشت

خطاست سنبله گفتن به سنبل تر او

به اعتدال، قد و قامتی به میزان داشت

هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست

به صد کرشمه ز اسرار حسن جانان داشت


1- 700. برید: پیک و قاصد.
2- 701. خضرت: سبزی.
3- 702. خضر: نام پیامبری است علیه السلام که هر جا می نشیند سبز می شود. گویند به آب حیات و عمر جاوید دسترسی یافت.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه