مدایح رضوی در شعر فارسی صفحه 176

صفحه 176

مقصود کرمانی

اشاره

مقصود کرمانی معاصر

قصیده ی سلسله الذهب فی ورود امام الثامن علی بن موسی الرضا بنیسابور

چو از مدینه به آهنگ طوس کرد سفر

امام ثامن ضامن ملاذ (1) جن و بشر

وصی موسی کاظم ولی بار خدای

سپهر عز و شرافت جهان مجد و هنر

ابوالحسن شه دین ثامن الائمه رضا

سمی شوهر زهرا شبیه پیغمبر

همان که خسرو خاور برای کسب ضیا

بر آستانه ی او هر صباح ساید سر

نزول موکب نصرت، مواظبش همه جا

به دشت فتح و بیابان نصر و بر ظفر

ز یمن جیش همایون آن امام همام (2).

فکنده سایه به هامون همای فرخ

ز نقش نعل ستوران موکبش کردی

زمین غلو (3) که منم آسمان و این اخر

به هر کجا که زد آن زاده ی خلیل قدم

چو گلستان ارم شد اگر چه بود آذر

نزول اجلالش شد به هر یک از بلدان (4).

بروز اقبالش شد به هر ره از اغبر (5).

ز معجزات و کرامات بی شماره ی او

عقول مانده ز احصا (6) و عاقلان ز شمر

محب و مبغض از اقتدار او واله

مقر و منکر در فکر کار او مضطر

چو زد مقدمه الجیش (7) او به نیشابور

سرادقات مطنب (8) چو بر سپهر قمر

بلندتر شدی آن پست خاک از افلاک

منیرتر شدی آن تیره جرم از جوهر

بعینه ارض نیشابور طور موسی شد

ز نور شاه رضا پور موسی جعفر

همان شعاع که در طور تافت بر موسی

کز او گداخته شد کوه همچو خاکستر


1- 741. ملاذ: پناه، پناهگاه.
2- 742. همام: مهتر قوم، مرد بزرگ.
3- 743. غلو: دست بلند کردن، از حد درگذشتن.
4- 744. بلدان: شهرها (جمع: بلد).
5- 745. اغبر: منظور خاک و زمین است، در اصل خاک آلود، گردآلود.
6- 746. احصا: شماره کردن.
7- 747. مقدمه الجیش: پیشرو لشکر.
8- 748. مطنب: سراپرده های طناب دار، خیمه های بسته به طناب.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه