مدایح رضوی در شعر فارسی صفحه 250

    صفحه 250

    عاشق اصفهانی

    اشاره

    عاشق طبسی

    معاصر

    در منقبت امام معصوم حضرت علی بن موسی

    دل، گرفتار مهر حضرت اوست

    جان، رهین زلال منت اوست

    «چشم بگشا که جلوه ی دلدار (1).

    جلوه گر از رواق تربت اوست

    رخ او جلوه ای نمود و هنوز

    شهر خیام محو طلعت اوست

    این همه رفعت و بزرگی و جاه

    شمه ای از شکوه شوکت اوست

    مشهد ار مشرق خور آمد، این

    فیض اشراق (2) نور رحمت اوست

    برکت از خاک طوس اگر روید

    آن هم از برکت کرامت اوست

    صحن رضوان و آستانه ی قدس

    گوشه ای از ریاض جنت اوست

    قدسیان را جواز رخصت نیست

    در حریمی که خاص خلوت اوست

    گر که جبریل گشته عنبر سوز

    اندرین روضه از سعادت اوست

    عشق در ذات اگر چه بی رنگ است

    گر مجسم شود به صورت اوست

    در ره عشق حق شهید شدن

    بهترین سنت شریعت اوست

    کشته ی عشق را خدا دیت است (3).

    وین اشارت بهین بشارت اوست

    شد رضا طالب خدا آری

    میل هر کس به قدر همت اوست

    جرعه ای خورد و محو حق گردید

    از شرابی که خاص حضرت اوست (4).

    من چه گویم که آیه ی تطهیر (5).

    خود گواه صریح عصمت اوست

    روش مصطفی به خلق عظیم (6).

    وجهه ی نفس پر فتوت اوست


    1- 889. مصراع اول تضمینی است از عطار نیشابوری که گوید: چشم بگشا که جلوه ی دلدار متجلی است از در و دیوار این تماشا چو بنگری گویی لیس فی الدار غیره دیار.
    2- 890. اشراق: درخشیدن، روشن گردانیدن. نیز نام طریقه و مشرب اهل ریاضت و مجاهدت که موافق شریعتی نیستند، مقابل روش اهل نظر و استدلال که مشاء نامیده می شود. برای اطلاع از روش حکمای مشاء و اشراقیان رجوع کنید به: (فرهنگ علوم عقلی، دکتر سید جعفر سجادی، ص 234، 232، 65).
    3- 891. مصراع اول ناظر است به حدیث قدسی: «من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته» یعنی: کسی که جویای من شد پیدا کرد مرا و کسی که پیدا کرد مرا شناخت مرا و کسی که شناخت مرا دوستدار من شد و کسی دوستدار من شد عاشق من گردید و کسی که عاشق من شد من هم عاشق وی می شوم و عاشق او که شدم می کشمش و کسی را که من کشتم خون بهای او بر من است و آن کس که دیه و خون بهای او بر من باشد، من خود، خون بهای او هستم. (کلمات مکنونه، ملا محسن فیض، چاپ تهران، 1316).
    4- 892. بیت مقتبس است از حدیث قدسی «ان لله تعالی شرابا لاولیائه؛ اذا شربوا طربوا و اذا طربوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا طابوا و اذا طابوا ذابوا و اذا ذابوا خلصوا و اذا خلصوا وصلوا و اذا وصلوا اتصلوا و اذا اتصلوا فلا فرق بینهم و بین حبیبهم». یعنی: خدای تعالی را شرابی است دوستانش را؛ هرگاه بیاشامند، شاد می شوند و هرگاه شاد شدند، جویای حق می شوند و چون جویا شدند، می یابند و چون یافتند، پاک می شوند و هرگاه پاک شدند، محو می شوند و آن گاه که ذوب و محو شدند، خالص می شوند و چون خالص شدند، به وصال می رسند و چون به وصال رسیدند، به حق متصل می شوند و چون به مقام اتصال رسیدند، فرقی بین آنها و محبوبشان نیست. (گنجینه الاسرار، عمان سامانی، چاپ تهران، 1349 ص 81). این حدیث با اندکی اختلاف: «فلا قرقه» نیز آمده است که اشاره به مقام تقرب و حضور دارد ولی «فلا فرق» اشاره بر استهلاک کامل و استغراق عاشق در معشوق است.
    5- 893. رجوع کنید به آیه ی تطهیر «سوره ی احزاب، آیه ی 33 «که از پیش ذکر آن رفته است.
    6- 894. ناظر است به: «و انک لعلی خلق عظیم» یعنی: «ای محمد (ص) همانا که تو بر خوی بزرگی هستی که مراد کثرت خوش خویی آن حضرت است (سوره ی قلم، آیه ی 4) «.

    شوق موسی و پاکی عیسی

    تار و پود روان و فطرت اوست

    گفت: «دارالسلام عندالله» (1).

    گر به فرقان کمینه دولت اوست

    بس کن «عاشق» که حافظ شیراز

    گفته بیتی که در فضیلت اوست

    «من که باشم در آن حرم که صبا

    پرده دار حریم حرمت اوست»


    1- 895. مقتبس است از «لهم دارالسلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون» یعنی: ایشان راست خانه ی سلامت در نزد پروردگارشان و او ولی ایشان است در آنچه که عمل می کردند. (سوره ی انعام، آیه ی 127).
    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه