مدایح رضوی در شعر فارسی صفحه 64

صفحه 64

طالب آملی

اشاره

محمد آملی متخلص به «طالب» شاعر اوایل قرن یازدهم هجری است. طالب از مازندران به کاشان و از آنجا به مرو رفت و پس از چندی به هند سفر نمود و در دربار جهانگیر سمت ملک الشعرایی یافت ولی در جوانی زندگی را بدرود گفت. طالب شاعری لفظ تراش و معنی آفرین است. در سخنان او تشبیهات و استعارات و ترکیبات ابداعی کم نیست. وی علاوه بر دیوان اشعار، منظومه ای به نام «جهانگیر نامه» دارد.

سال وفاتش را 1036 ه نوشته اند.

در مدح علی بن موسی الرضا

دیوان کلیات اشعار ملک الشعرا طالب آملی، طاهری شهاب، تهران، کتابخانه ی سنایی، 1346 ش.

باز خاطر ز عیش دلگیرست

نفس راست بر جگر تیرست

تنم از درد، عافیت طلبست

لبم از زهر، چاشنی گیرست

محرم دیده، گریه ی زارست

همدم سینه، ناله ی زیرست

جبهه ی گریه ام، فلک سایست

قامت ناله ام، زمین گیرست

شکرم در مذاق دل، زهرست

سوسنم در دماغ جان، سیرست

کاوش نغمه های نغمه طراز (1).

بر دلم زخم ناخن شیرست

جیب اشکم لبالب از خونست

زین سبب روی دیده گلگونست

زهرها در گلوی جان دارم

نیشترها در استخوان دارم

یک چمن داغهای خون آلود

در ته آستین جان دارم


1- 195. طراز: زینت و آرایش.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه