مأمون كسي نزد امام فرستاد و امام در راه مصلي بود و گفت: خليفه ميگويد كه ترا زحمت داشتيم و مكلف ساختيم به خانه خود بازگرد. [48] حضرت امام از راه بازگشت و با اصحاب خود فرمود: من نگفتم كه ايشان طاقت نميآورند. چون حضرت امام بازگشت مأمون سوار شد و نماز عيد بگذارد و در اين فقره اشاره نمود شد كه او اقتدا در همه امور به حضرت پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم ميفرمود ه.
ابي الحسن علي بن موسي الرضا الامام القائم الثامن
كنيت آن حضرت ابوالحسن است همچو كنيت حضرت اميرالمؤمنين؛ عليهالسلام و آن حضرت را اولاد بوده و امام محمد جواد عليهالسلام كه بعد از آن حضرت امام است، فرزند آن صاحب بوده و لقب آن حضرت رضا است. گويند مأمون خليفه او را رضا لقب نهاده در كتاب عهد كه به خط مأمون است نوشته «و جعلت له الامرة الكبري من بعدي و سميته الرضا» يعني گردانيدم از براي او امارت بزرگتر از پس از خود؛ و نام نهادم او را رضا. [49]
و از القاب آن حضرت امام قائم ثامن است. اشارت است بدان حديث كه حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله در باب دوازده امام فرموده كه هشتم ايشان امام موعود ايشان خواهد بود و بر تقدير صحت آن حديث، مراد آن نيست كه ولايت عهد مأمون بدو مفوض شد زيرا كه آن تمام نشد، بلكه مراد آن خواهد بود كه آنچه از آثار ظاهرهي امامت است از اظهار علوم غريبه و اقامت حجج [50] باهره و براهين ثابته از آن حضرت خواهد شد.
الشهيد بالسم في الغم و البؤس؛ المدفون بمشهد طوس
آن حضرت شهادت يافته به زهر در غم و خون و ملال و آن حضرت مدفون است در طوس. و اين اشارت است به سبب شهادت آن حضرت و محل دفن جسد مطهر آن حضرت.