وسیلة الخادم الی المخدوم صفحه 17

صفحه 17

روايت كرده‌اند كه چون امر ولايت عهد تمام شد، آن حضرت در خراسان پيش مأمون ساكن شد و هر روز به ديدن مأمون مي‌رفت و مأمون آن حضرت را تعظيم بسيار مي‌كرد و در مشكلات علوم از آن حضرت استفاده مي‌كرد و علما و حكما و فقها و ارباب ادب كه در ملجس مأمون حاضر مي‌شدند از جميع علوم، از آن حضرت استكشاف مشكلات و معضلات مي‌نمودند و آن حضرت رساله در حفظ صحت، جهت مأمون بنوشت به التماس او، مأمون فرمود تا آن را به طلا نوشتند و رساله را ذهبيه نام كردند و حكايات مجلس محاضرات آن حضرت با مأمون و حاضران مجلس او وفائق شدن آن حضرت در جميع احوال طولي دارد اين مختصر احتمال آن نمي‌كند.

صاحب كشف الغمه در كتاب خود روايت مي‌كند كه حضرت امام عليه‌السلام هر صباح به ديدن مأمون خليفه مي‌فرمود و جميع طبقات خلايق عالم از اشراف بني العباس و قواد و لشكر و قضات و علما امراي عرب و اكابر قريش بر درگاه مأمون حاضر بودند و عادت حاجبان بود كه چون حضرت امام عليه‌السلام پيدا مي‌شد هيچ كس را پيش‌تر از آن حضرت بار نمي‌دادند و چون آن حضرت را مي‌ديدند استقبال مي‌كردند و وظايف خدمت به جا مي‌آوردند و چون حضرت نزديك پرده مي‌رسيد پرده را بر مي‌داشتند تا حضرت امام در مي‌رفت.

روزي حاجبان با يكديگر گفتند خوبست كه ما همچنين مبالغه در تعظيم علي بن موسي مي‌كنيم و ديگر امراي عباسي و برادران و اقوام خليفه چون مي‌آيند تعظيم نمي‌كنيم؛ امروز اتفاق كنيم كه چون او بيايد ما اصلا بر نخيزيم و پرده جهت او برنداريم تا ببينيم كه او چه مي‌كند. چون حضرت امام به درگاه آمد، ايشان برخلاف عادت خود استقبال نكردند و تعظيم لايق بجا نياورند. چون حضرت امام نزديك پرده رسيد هيچكس پرده را برنداشت. في الحال بادي پيدا شد و تمامي پرده‌ها برداشت تا آن حضرت پيش مأمون رفت، باد ساكن شد. چون آن حضرت بيرون فرمود همچنان بادي عظيم برخاست و پرده‌ها برداشت. حاجبان دست آن حضرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه