وسیلة الخادم الی المخدوم صفحه 19

صفحه 19

مباركش مغير شد «خوشه را بنهاد و برخاست به خانه فرمود و خسته شد» [54] مأمون «عليه اللعنه و العذاب» [55] به عيادت آن حضرت آمد و خستگي آن حضرت اشتداد يافت و روز سوم درجه‌ي شهادت يافته از اين منزل فاني به روضه‌ي رضوان انتقال فرمود.

ولادت آن حضرت در مدينه بود سنه‌ي ثمان و اربعين و مائه از هجرت؛ و بعضي گويند ولادت آن حضرت در يازدهم ذي‌قعده بود روز جمعه سنه‌ي ثلاث و خمسين و مائه وفات يافت او در طوس از مملكت خراسان در قريه سناباد در آخر صفر و بعضي گويند در ماه رمضان بوده بيست و سوم ماه روز جمعه سنه‌ي ثلاث و مأتين. و سن مبارك آن حضرت، بعضي گويند پنجاه و پنج و بعضي گويند چهل و نه سال. صلي الله عليه و علي آبائه الطاهرين و اولاده الطيبين الي يوم الدين.

هزار هزار كرت لعنت خداي تعالي بلكه به عدد علم خداي تعالي بر آن كس باد كه آن حضرت را زهر داد و بدان راضي شد و در آن شريك شد و بدان امر كرد و بر هر كس كه بدان راضي باشد تا روز قيامت.

يكي از محبان اهل بيت [56] «روايت كند كه قبل از آنكه آن حضرت را زهر دهند به چند روز، يك روز حضرت امام مرا در خلوت طلب كرد و فرمود من با تو سري مي‌گويم و تا من در حيات باشم آن را كشف مكن و پوشيده دار، بدان كه اجل من نزديك رسيده و اين ظالمان قصد من خواهند كرد و من انگور زهر آلوده خواهم خورد و بدان سبب در خواهم گذشت و چون من در گذرم مأمون ارادت آن خواهد كرد كه مرا پهلوي پدر خود دفن كند و زمين محكم خواهد شد و هر چند كوشش كنند كه زمين را بكنند نتوانند، فلان موضع محل قبري است - اشارت بدان موضع فرمود كه، حالي جسد مطهر آن حضرت در آنجا مدفون است - چون آن را بگشايند روضه‌اي خواهد بود و در آنجا چشمه‌اي از چشمه‌هاي بهشت گشاده و سريري با رخت هاي خوب كه از سرير هاي بهشت در آنجا نهاده. تو ايشان را نشان بدان موضع تا آن را بشكافند و مرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه