- مقدمه محقق 1
- اشاره 4
- متن نامه حضرت امام رضا 4
- سند اثبات صحت اين نامه به حضرت امام رضا 4
- روايت ديگر در مورد اثبات نسبت اين نامه به حضرت امام رضا 5
- متن نامهي مأمون 5
- مقدمه عبد الصاحب زيني 10
- متن رساله 22
- علم تشريح و فيزيولوژي در رساله امام 24
- روح چيست 26
- شرح دستورات امام رضا به وسيله دكتر زيني، تحت عنوان حفظ بهداشت 35
- اشاره 35
- گرسنگي چيست 37
- سيري چيست 37
- چاقي 38
- سوء هاضمه 38
- فصل ها و رابطهي آنها با نظام بهداشتي 39
- آذار 47
- ذكر ماههاي رومي 47
- اياز 48
- حريزان 48
- نيسان 48
- ايلول 49
- تموز 49
- آب 49
- تشرين اول 50
- تشرين دوم 50
- كانون اول 50
- كانون دوم 51
- شراب حلال 51
- شباط 51
- منابع اصلي غذاها 54
- مسواك زدن دندانها 59
- اندرزهاي متفرقه بهداشتي 61
- دورانهاي مختلف عمر انسان 64
- حجامت 72
- درمان غذائي 78
- فن مداوا و معالجه 78
- تدبير درباره وضع عمومي بيمار 78
- درمان دارويي 79
- مداواي بيماري با دواي مناسب 79
- درمان روحي 79
- رعايت ارتباط عوامل فيزيكي با هم در معالجه بيماران 79
- درمانهاي جراحي 80
- خوراك هاي مركب 86
- غذاهاي ناسازگار 88
- استحمام 91
- بهداشت بدن 93
- پوست بدن چيست 95
- دستورهاي همگاني براي بهداشت 99
- دستوراتي درباره بهداشت خصوصي 103
- بهداشت دهان 104
- بهداشت گوشها 105
- بهداشت چشمها 105
- بهداشت پوست بدن 106
- بهداشت بيني 106
- بهداشت موها 106
- بهداشت دستگاه تنفسي 107
- بهداشت جهاز هاضمه 107
- بهداشت دستها 107
- بهداشت دستگاه عصبي 108
- حفظ بهداشت دستگاه تناسلي و ادرار 108
- بهداشت قلب و شريانها و وريد ها 108
- بهداشت عضلات و مفاصل 109
- حفظ سلامتي در مسافرت 110
- اوصاف آب 112
- آداب هم بستر شدن 116
- مسئله هم بستري 118
- فصل آخر 122
- پزشك نماها 124
- بيان سلسله سند و انتساب اين رساله طلائي به حضرت امام رضا عليه السلام 127
- نظر مأمون و اطرافيانش و هم چنين نظر طب جديد درباره اين رساله 129
- شرح هائي كه بر اين رساله نوشته شده است 130
- نام كساني كه در اين رساله ذكر شده است 132
- امام ابوالحسن علي بن موسي الرضا 132
- عبدالله مأمون فرزند هارون الرشيد 133
- سر قبول كردن حضرت رضا عليه السلام وليعهدي مأمون را 134
- انتقال دعوت از علوي ها به عباسي ها 137
- كيفيت بيعت امام رضا عليه السلام 149
- امام عليه السلام خبر ميدهد كه اين بيعت پايدار نيست 150
- امر و نهي 150
- وقايع بعد از بيعت 150
- مجالس مناظره و مباحثه حضرت با علماء 152
- نصيحت حضرت به خليفه و مسلمانان 154
- پايان ولايتعهدي امام رضا عليه السلام و وزارت فضل 155
- تأثير حضرت عليه السلام بر مأمون 157
- اخلاق حضرت امام رضا عليه السلام 158
- مترجمان زمان مأمون 160
- زندگي نامه حضرت امام رضا عليه السلام 161
- پاورقي 168
دوم اينكه، ثروت خود را بر باد دهد و با اسراف كاري و خرج هاي بيهوده آن را از بين ببرد.
سوم اين كه، از اين و آن بسيار سؤال و خواهش كند.
ديگر از فرمايشات آن حضرت دستور هائي است كه به حضرت عبدالعظيم عليهالسلام دادهاند.
حضرت عبدالعظيم عليهالسلام از نوادههاي امام حسن مجتبي عليهالسلام است و خود شخصي دانشمند و بزرگوار بوده است كه در ري مدفون است.
حضرت عبدالعظيم عليهالسلام ميگويد كه حضرت امام رضا عليهالسلام به من فرمودند:
از قول من به دوستانم سلام برسان و به آنان بگو كاري نكنند كه شيطان در پندار و رفتار آنان راه يابد.
به آنان بگو كه راست بگويند و امانت دار باشند و در كارهايي كه برايشان فايده ندارد وارد نشوند و به بحث و گفتگو نپردازند، با هم رفت و آمد و معاشرت داشته باشند و دوستي نمايند و به يكديگر روي آورند، زيرا بدين وسيله من به آنان نزديك و مهربان خواهم شد.
بگو، متوجه باشند كه خود به جان يكديگر نيفتند و با هم دشمني و ستيزه نكنند، خدا كساني را كه باعث اختلاف و دشمني مردم ميشوند، به سختترين عذاب، مجازات كند و در روز رستاخيز جزو زيان كاران باشند.
و نيز فرمود: دوست هر كس عقل و دانش اوست و دشمن او ناداني اوست.
حضرت امام رضا عليهالسلام بسيار مهربان و خوش اخلاق بودند، ياسر خادم آن حضرت نقل ميكند: هر زمان كه دور آن حضرت خلوت ميشد تمام خدمتكاران خود را جمع ميكردند و با آنان مانند يك دوست مهربان سخن ميگفتند و انس ميگرفتند و چون سفره گسترده ميشد تمام آنان را از كوچك و بزرگ با خود بر سر سفره مينشاندند.
روزي به آن حضرت گفتند: خوب است، سفرهي اينها را جدا كنيد.
فرمود: خداي همه يكي است، پدر و مادر همه هم يكي، پاداش اشخاص هم به اعمال آنان بستگي دارد.
اخلاق و رفتار و مهرباني و فروتني و نوع دوستي آن حضرت بياندازه مردم را علاقمند كرده بود و با نفوذ علمي و محبوبيت معنوي مسلم بود كه عاليترين موقعيت و نفوذ را به دست خواهد آورد و پس از مأمون خلافت و حكومت بدون هيچ مانعي به آل علي عليهالسلام منتقل خواهد شد از اين رو جمعي از سودجويان بنيعباس و شايد خود مأمون به فكر افتادند كه عليه حضرت امام رضا عليهالسلام توطئهاي ترتيب دهند و اين توطئه منجر به شهادت آن حضرت شد.
آري حضرت علي بن موسي الرضا عليهالسلام سرانجام به خاطر فضيلت و علم و اخلاق و پاكيش شهيد شد.
پاورقي
[1] گرفتن خون از پشت به وسيله يك شاخ كه تا چند سال قبل معمول بوده است.
[2] زدودن موهاي پشت زهار به وسيله خميري از زرنيخ و غيره در حمام.
[3] منظور محمد علي بن محمد نوفلي يا علي بن محمد بن نعمان ميباشد چون هر دو اينها در خدمت امام بودند.
[4] چون در اين رساله همه دستوراتي كه براي بهداشت لازم است و بايد اجرا گردد و آنچه بايد خودداري شود، داده شده از اين لحاظ امر كننده و نهي كننده گفته شده است. (مترجم).
[5] چنانكه گفتهاند: عقل سالم در بدن سالم است.
[6] براي كسب اطلاع بيشتر در مورد اين جدولها به كتاب (راز سلامتي آدمي) تأليف دكتر علي پريور مراجعه نمائيد.
[7] رطل مساوي با 12 وقيه (سير 75 گرم) ميباشد، نزديك به يك كيلو. «مترجم».
[8] براي آگاهي از ميزان اين مواد در غذاها به جدولهاي 130 تا 132 كتاب راز سلامتي آدمي، تأليف دكتر پريور مراجعه كنيد. «مترجم».
[9] 90 درصد تركيبات بدن آدمي را آب تشكيل ميدهد - مترجم.
[10] نقره حفرهي كوچكي است كه در انتهاي ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد فاصله اين حفره تا ستون فقرات چهار انگشت است.
[11] اخدعين آن دو رگ را گويند كه در پشت گردن به چپ و راست كشيده شدهاند.
[12] قلاع جوشهاي كوچكي است كه در دور دهان و زبان ظاهر ميشوند و رفته رفته زياد ميگردند. «مترجم».
[13] رگي است همچون ريسمان از بالاي بازو به پائين كشيده شده است.
[14] قيقال وريدي است كه در روي مرفق آشكار ميشود.
[15] وريدي است كه هميشه روي مرفق پيداست.
[16] نام يك داروي قديمي است كه آن را ترياق فاروق ميگويند.
[17] عنصل پياز صحرائي و يا دريائي.
[18] بهق نوعي لكه سفيد و كوچكي در روي پوست بدن ميباشد كه شبيه برص است ولي برص نيست.
[19] سعوط دوائي است كه در بيني ميچكانند و امروزه به وسيله قطره چكان هاي مخصوص استفاده ميكنند.
[20] از اين دستور استنباط ميشود كه در آن زمان حمام هاي اشخاص مهم و خليفه چهار اطاق مختلف داشته است. «مترجم».
[21] حضض علف خاردار شبيه به اقاقيا ميباشد.
[22] شقيقه دردي است كه در نصف سر و صورت ظاهر ميشود.
[23] شوصه، بادي است در پشت دندهها در اثر گازهاي شكمي جمع ميشود.
[24] فلسفه اين كار اين است كه ريزه هاي خمير نان ميان دندانها و ريشهها را پر ميكند و نميگذارند مواد شيرين به آنها صدمه بزند.
[25] گوشت تازه.
[26] گوشت بدون چربي.
[27] مجلسي در بحار ميگويد: اگر اين سخنان از امام باشد، شايد از روي مصالحي بوده، زيرا مشهور است كه مأمون و اصحابش به آراء حكماء و ستاره شناسان عمل ميكردند.
[28] منظور از كلمه «ترجمه» در اينجا «شرح» است كه اين اشخاص برخي به زبان عربي براي اين رساله نوشتهاند. «مترجم».
[29] نقل از مقاتل الطالبين اما نهضت حسين بن محمد را از مقاتل نقل نكردهايم. «مؤلف».
[30] نام محلي در اطراف كوفه. «مترجم».
[31] محلي است در نزديكي شهر مدينه.
[32] «احجار زيت» محلي است در حومه مدينه.
[33] تاريخ يعقوبي جلد 3 صفحه 81.
[34] تاريخ ابن اثير جلد 5 صفحه 194.
[35] نقل از ابن اثير جلد 5 صفحه 139. درباره حوادث سال 129 كه نص بيعت را در صفحه 142 نوشته است.
[36] نقل از ابن اثير جلد 5 صفحه 221.
[37] باخمري در فاصله 16 فرسخي كوفه قرار دارد.
[38] محلي است ميان مكه و مدينه.
[39] نقل از مقاتل الطالبين صفحه 338 تا 361.
[40] نقل از مقاتل الطالبين صفحه 355.
[41] نقل از كتاب «تاريخ بغداد» تاليف خطيب جلد 1 صفحه 190 ذكر شده كه مأمون گفته بود معاويه به ياري عمروعاص حكومت كرد و عبدالملك به كمك حجاج بن يوسف ولي من با اطمينان خودم حكومت ميكنم.
[42] منظور مأمون اين بود كه از هدف نهائي حضرت رضا عليهالسلام هم آگاه شود.
[43] امام 22 سال بزرگتر از مأمون بود.
[44] طاهر را نيز با سم كشت.
[45] نقل از بحار الانوار جلد 12 صفحه 26.
[46] ميبيند كه مأمون مقصودش از اين پيشنهادها شناختن هدف امام بوده است كه اگر مايل به خلافت است او را با سم بكشد و گرنه، ولايتعهدي را به وي پيشنهاد كند.
[47] نقل از بحار الانوار صفحه 37، علل الشرايع و عيون اخبار الرضا.
[48] نقل از بحار الانوار جلد 12 صفحه 38 و عيون اخبار الرضا.
[49] نقل از تاريخ نوبختي صفحه 87.
[50] اينها همه نظر نوبختي در اين مسئله ميباشد.
[51] ابن كثير در «بدايه و نهايه» جلد 10 صفحه 432 نقل ميكند وقتي كه طاهر سر امين را به خراسان نزد مأمون فرستاد، مأمون سجده كرد و دستور داد پول زيادي به آورنده سر دادند.
[52] نقل از مقاتل الطالبين صفحه 369.
[53] نقل از قلقشندي در «صبح اعشي» جلد 9 صفحه 362.
[54] نقل از آداب سلطاني صفحه 162.
[55] اين موضوع را صدوق در توحيد ص 428 و مجلسي در بحار نقل كرده است.
[56] اگر امام از حضور در اين جلسه امتناع مينمود مأمون به مقصود خود رسيده بود.
[57] همان حسن بن محمد نوفلي ميباشد.
[58] نقل از توحيد صدوق صفحه 408.
[59] نقل از آداب سلطاني صفحه 163 و اين اثير جلد 6 صفحه 116 و طبري جلد 7 صفحه 147 و بحار الانوار مجلسي جلد 12 صفحه 49.
[60] طبري در جلد 7 صفحه 132 و ابن اثير در جلد 6 صفحه 110 آوردهاند: فاسقان حزبي و كساني كه در بغداد و كرخه بودند، مردم را به شدت اذيت ميكردند، راهها را قطع ميكردند، بچهها و زنهاي مردم را به طور علني ميگرفتند، مردم در راهها و در دريا ايمن نبودند، شورشيان به «آبادي قطويل» حمله كرده و آنجا را غارت نمودند و به بغداد وارد شده از مردم بيعت گرفتند، كسي نبود جلو آنها را بگيرد زيرا آنها همه اين كارها را به دستور پادشاه ميكردند.
[61] نقل از مروج الذهب جلد 3 صفحه 332.
[62] به نقل از ابن اثير جلد 6 صفحه 119 و مقاتل الطالبين صفحه 37 مأمون حضرت را با انگور مسموم ساخت.
[63] نقل از طبري جلد 7 صفحه 150 و ابن اثير جلد 6 صفحه 119.
[64] نقل از بحار الانوار جلد 12 صفحه 26.
[65] نقل از بحار الانوار جلد 12 صفحه 29.