کرامات الرضویه صفحه 101

صفحه 101

مرض ناخوش و صعب العلاجي عارض من شده و بهر دكتري مراجعه كردم چاره پذير نشد تا اينكه از همه وسايل عاديه بكلي نااميد شدم و در آن موقع فرصت را براي توسل غنيمت شمرده و به حضور مبارك حضرت ثامن الائمه صلوات الله عليه مشرف شدم.

عرض كردم يابن رسول الله تا حال كه جسارت نميكردم براي شفاي خود بر اين كه مبادا عرضم به شرف قبول نرسد و بفرمائيد خداوند براي هر دردي دوائي قرار داده كه بايستي بوسيله آن مردم مداوا نمايند ولي من فعلاً از اسباب عاديه (طبابت) مايوس شده ام اينك بدر خانه تو آمده ام كه شفاي دردم را از حضرت پروردگار بخواهي سپس در اين مضمون يكسري صحبت و عرض حاجت كرده و در خواست شفاعت نمودم.

چون از حرم بيرون آمدم و به كفش داري رسيدم ناگاه به قلبم خطور شده (مثل اينكه كسي به من گفت) مقل ارزق بخور و اين خيال رفته رفته در دلم قوت گرفت تا تصميم گرفتم كه چند روز مقل ارزق بخورم و به خوردن آن مواظبت نمايم.

از آن روز شروع به خوردن آن كردم، مفيد واقع شده و معلوم يگانه چاره بيماري من همان بوده و در مدت خيلي كم قلع ماده آن مرض شد. [44].

بندگي بر درِ دربار رضا دين من است

خاك روبِي رَه زائرش آئين من است

شكرلله كه مقيم سركوي شه طوس

مهر وي نقش باين سينه بي كين من است

خاك روبي چنين روضه بهتر ز بهشت

باعث مغفرت كرده ننگين من است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه