کرامات الرضویه صفحه 112

صفحه 112

پس از آن توجه حضرت رضا (ع) چند روز در مشهد مقدس ماندم و آن قليل پولي را كه داشتم سوغاتي خريدم و با كمال صحت و سلامتي به وطن خود برگشتم به بركت وجود مقدس حضرت ثامن الائمه (ع). [49].

خواهي كه تو را درد بدرمان برسد

يا اينكه شب هجر بپايان برسد

جهدي كن و دست زن بدامان رضا

تا سختي تو زود بآسان برسد

پسر گمشده

عامربن عبدالله از جمله اصحاب حديث و حاكم مرو بود فرمود:

وقتي من در مشهد مقدس رضوي در حرم مطهر مشرف بودم شخص تركي را ديدم وارد حرم شد و تا نزديك سر مبارك امام رضا (ع) آمد و ايستاد و شروع به گريه و تضرع و زاري كرد و با زبان تركي با خداي خود مناجات مي‌نمود و من هم كه نزديك او بودم مي‌شنيدم.

گفت اي پروردگار من اگر پسرم زنده است او را بمن برسان و چشم مرا به ديدار او روشن فرما و اگر مرده خبر او را باز بمن برسان و در هر حال مرا بحال او آگاه گردان چرا كه بيش از اين طاقت انتظار ندارم.

من چون بزبان تركي وارد بودم دعاي او را شنيدم و فهميدم چه درد دل نمود دلم بحال او سوخت بزبان تركي به او گفتم اي مرد ترا چه مي‌شود و قضيه تو چيست؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه