کرامات الرضویه صفحه 132

صفحه 132

چون او را مريض خانه ميبرند جراح دست را مي‌بيند مي‌گويد بايد از بند دست بريده شود قبول نمي‌كند و ميگويد من حاضرم فقط انگشتم بريده شود جراح ميگويد فايده ندارد و اگر الان از بند دست بريده نشود به بالاتر سرايت كرده و فردا بايد از كتف بريده شود.

شيخ بر مي‌گردد و درد شدت ميكند بطوريكه صبح به بريدن دست راضي مي‌شود چون او را نزد جراح مي‌آورند دستش را مي‌بيند و ميگويد به بالا سرايت كرده و بايد از كتف بريده شود و از بند دست فايده ندارد و اگر امروز از كتف بريده نشود فردا به ساير اعضاء سرايت مي‌كند و بالاخره به قلب مي‌رسد و هلاك ميشود.

شيخ به بريدن دست از كتف راضي نميشود و برميگردد و درد شديدتر شده تا صبح ناله مي‌كند و حاضر ميشود كه از كتف بريده شود و رفقايش او را براي مريض خانه حركت مي‌دهند تا دستش را از كتف ببرند در وسط راه شيخ گفت اي رفقا ممكن است در مريض خانه بميرم اول مرا بحرم مطهر ببريد پس ايشان را در گوشه اي از حرم جاي دادند شيخ گريه و زاري زيادي كرده و به حضرت شكايت مي‌كند.

ميگويد آيا سزاوار است زائر شما به چنين بلائي مبتلا شود و شما به فريادش نرسيد (و انت امام الرؤوف) خصوصاً درباره زوار پس حالت غشوه اي عارضش ميشود در آن حال حضرت رضا (ع) را ملاقات مي‌كند.

آن حضرت دست مبارك را بر كتف او تا انگشتانش كشيده و مي‌فرمايد شفا يافتي شيخ بخود مي‌آيد مي‌بيند دستش هيچ دردي ندارد رفقا مي‌آيند او را به مرض خانه ببرند جريان شفاي خود را بدست آن حضرت به آنها نمي‌گويد.

چون او را نزد جراح نصراني ميبرند جراح دستش را نگاه مي‌كند اثري از آن دانه نمي‌بيند به احتمال آنكه شايد دست ديگرش باشد آن دست را هم نظر مي‌كنند مي‌بيند سالم است ميگويد اي شيخ آيا مسيح (ع) را ملاقات كردي؟

شيخ فرمود كسي را كه از مسيح (ع) بالاتر است ديدم و مرا شفا داد پس جريان شفا دادن امام (ع) را نقل ميكند. [59].

بدرگاهت پناه آورده ام يا رضا يا رضا(ع)

من زوار سر افتده ام يا رضا يا رضا(ع)

افتاده ام دستم بگير يا رضا يا رضا (ع)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه