کرامات الرضویه صفحه 258

صفحه 258

دختر گفت به يك شرط و آن اينكه مرا با خود به مشهد مقدس به زيارت حضرت رضا (ع) ببرد.

پس يكي از آن چهار پسر اين شرط را قبول كرد و دختر را به حباله نكاح خود درآورد آنگاه زوجه خود را برداشت و به عزم عتبه بوسي حضرت ثامن الائمه ارواحنا له الفداء حركت نمود.

لكن دختر در بين راه بيمار شد و شوهر بهر قسمي بود او را بحال مرض به مشهد مقدس رسانيد و جائي براي سكونت اختيار و اجاره نمود و خود مشغول پرستاري گرديد و لكن از عهده پرستاري او برنمي آمد در حرم مطهر حضرت رضا (ع) از خداي تعالي درخواست كرد كه زني پيدا شود تا توجه و پرستاري از زوجه بيمارش نمايد.

چون اين حاجت را از درگاه خدا طلبيد و از حرم شريف بيرون آمد در دار السياده كه يكي از رواق هاي حرم شريف رضوي است پيرزني را ديد كه رو بجانب مسجد مي‌رود.

به آن پيرزن گفت اي مادر، من شخصي غريبم و زني دارم بيمار شده و من خودم از پرستاري او عاجزم خواهش دارم اگر بتواني چند روزي نزد من بيائي و براي خدا پرستاري از مريضه من بنمائي.

آن زن هم در جواب گفت: منهم اهل اين شهر نيستم و به زيارت آمده ام و كسي را هم ندارم و حال محض خوشنودي اين امام مفترض الطاعه مي‌آيم. سپس با هم به منزل رفتند در حاليكه مريضه در بستر افتاده بود و ناله مي‌كرد و روي خود را پوشيده بود.

پيرزن نزديك بستر رفت و روي او را باز كرد ديد آن مريضه دختر خود اوست كه از فراقش مي‌سوخت. پيرزن تا دختر را ديد از شوق فرياد زد كه به خدا قسم اين دختر من است.

دختر تا چشم باز كرد مادر خود را ببالين خود ديد به گريه درآمد كه اين مادر من است آنگاه مادر و دختر يكديگر را در آغوش گرفتند و از مرحمت هاي امام هشتم صلوات الله عليه اظهار مسرت و خوشحالي نمودند. [40].

وادي سينا ستي يا روضه خلد برين

بارگاه قبله هفتم امام هشتمين

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه