کرامات الرضویه صفحه 273

صفحه 273

كلباسي تو خوب شدي تا اين را فرمود از شدت فرح از خواب بيدار شدم و ملتفت شدم كه درد پاي من قدري ساكت شده و ميتوانم برخيزم ولي بر نخاستم تا صبح شد و آقاي دكتر مسعود آمد و گفت بنا بر چه شده؟ گفتم از عمل منصرف شده ام و حال ميتوانم راه بروم.

گفت نمي‌تواني، من فوراً از تخت پائين آمدم و روي تخت نشستم دكتر تعجب كرد و گفت عكس برداشتند و پس از عكس برداري از جراحي منصرف شد و من همان وقت به جانب مشهد مقدّس حركت نمودم و چون به مشهد رسيدم دوستان مرا به بيمارستان آمريكائيها بردند و هزار ريال دادند تا پس از چهار روز عكس برداري گفتند شما آثار شكستگي نداريد و اگر بوده بهبودي يافته و پول را هم بر گردانيدند و همان روز به منزل آمدم و فرداي آن روز حضرت حجة الاسلام آقاي چهل ستوني كه از تهران به زيارت مشرف شده بودند به عيادت من آمدند و فرمودند شما چرا بزودي از تهران حركت كرديد، گفتم به جهت اين خواب و بعد از اين خواب حال تحمل در من نماند و حركت كردم.

ايشان اصرار كردند كه به بيمارستان حضرت رضا (ع) بروم لذا به آن بيمارستان رفتم نزد دكتر بولوند كه اول دكتر در شكسته بندي است و او گفت شكستگي استخوان اصلاح شده است فقط بايستي مدتي استراحت نمائيد خواه در منزل و خواه در بيمارستان و من به واسطه اشتغالات علمي منزل را اختيار كردم. [46].

اي شهنشاه خراسان شه معبود صفات

آسمان بهر تو برپا و زمين يافت ثبات

منشيان در دربار تو اي خسرو دين

قد سيانند نويسند برات حسنات

شرط توحيد توئي كس نرود سوي بهشت

تا نباشد بكفش روز جزا از تو برات

ساعتي خدمت قبر تو ايا سبط رسول

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه