کرامات الرضویه صفحه 326

صفحه 326

در يكي از مسافرتهاي خود كه به مشهد مقدس مشرف شده بودم شبي به مجلس ذكر مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) رفته بودم در آنجا شخصي را ديدم كه به زبان طائفه بختياري سخن مي‌گفت لكن به لباس عرب بود. من به او گفتم كه من شما را بشكل عرب مي‌بينم اما به زبان بختياري صحبت مي‌نمائي؟

گفت بلي چون من اصلا بختياري هستم لكن از زمان پدر خود تاكنون در بصره سكونت دارم لذا بصورت عربم و من چند سال است كه هر سال به مشهد مقدس مشرف مي‌شوم و هر سال يك ماه توقف مي‌كنم و آنگاه از خدمت حضرت رضا (ع) مرخص مي‌شوم و به محل سكونت خود بصره مي‌روم و سبب تشرف من هر سال اين است كه چون سفر اول مشرف شدم يازده ماه ماندم و توقف نمودم و در آن سفر شبي در عالم خواب ديدم آمده ام براي تشرف بحرم مطهر چون به نزديك در پيش روي امام (ع) رسيدم كه آنجا اذن دخول مي‌خوانند ديدم طرف دست چپ تختي است و خود حضرت رضا (ع) روي آن نشسته است و هر نفري كه مي‌آيد و مي‌خواهد وارد حرم شود آن حضرت برمي خيزد و مي‌ايستد و چند قدمي استقبال آن زائر مي‌نمايند تا او داخل حرم مي‌شود آنگاه مي‌نشيند و كسي از آن در خارج نمي‌شود پس من هم داخل شدم.

چون نگاه كردم ديدم زائرين بعد از زيارت هنگام خروج از حرم از در پائين پاي مبارك بيرون مي‌روند لذا من هم از همان در خارج شدم. در آنجا ديدم تختي طرف دست چپ گذاشته شده و خود حضرت رضا (ع) روي آن تخت تشريف دارد و ميزي در برابر آن حضرت هست و روي آن ميز جعبه اي است و در آن جعبه برگهاي سبزي است. و نيز ديدم هر يك نفر از زائرين تا از حرم مطهر بيرون مي‌آيد امام (ع) از جاي خود برمي خيزد و يكي از آن برگهاي سبز را برمي دارد به آن زائر عطا مي‌نمايد و مي‌فرمايد (خذ هذا امان من النار و انا ابن رسول الله) يعني بگير اين را كه اين امان است از آتش منم پسر رسول خدا (ص) چون آن زائر مي‌رفت آن جناب چند قدم براي بدرقه او برمي داشت.

در آن حال هيبت و عظمت و جلالت آن سرور مرا چنان گرفته بود كه جرأت نداشتم كه نزديك شوم. بالاخره بخود جرأت دادم و پيش رفتم و دست و پاي آن جناب را بوسيدم و عرض كردم آقا زوار بسيار است بر شما سخت و اذيت و دشوار است كه اين قدر از جاي خود حركت مي‌فرمائيد.

فرمود آنها بر من واردند و بر من است كه ايشان را پذيرايي نمايم آنگاه برگ سبزي هم به من عطا نمود فرمود (خذ هذا امان من النار و انا ابن رسول الله) و من آن برگ را گرفتم ديدم كه بخط طلا آن عبارت نوشته شده بود.

از خواب بيدار شدم و از اين جهت من براي زيارت آن حضرت هر سال مشرف مي‌شوم و يكماه مي‌مانم و مرخص مي‌شوم. [76].

امام ثامن و ضامن حريمش چون حرم آمن

زمين از عزم او ساكن سپهر از عزم او پويا

نهال باغ عليين بهار مرغذار دين

شميم روضه ياسين نسيم دوحه طاها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه